تبلیغات
عشق قیمت نداره - مطالب اسفند 1395
مطلب رمز دار : خودشون میدونن
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.

[ یکشنبه 29 اسفند 1395 ] [ 09:43 ب.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ نظرات () ]
مطلب رمز دار : برای هیدن:)
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.

[ پنجشنبه 26 اسفند 1395 ] [ 05:15 ب.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ نظرات () ]
به سراغ من اگر نیامدید... دیگر نیایید...
زیر کوله باری از غم...

قلبم...

آرام و بی صدا...

فریاد میزند...

صدای پای مرگ می آید...

آرام آرزو میکند

آخرین آرزوی زندگیش را ...

و...

مرگ نزدیک میشود

آن قدر نزدیک

که دیگر صدای نفس های قلبم را نمیشنوم

....................

روحت شاد و یادت گرامی



[ پنجشنبه 26 اسفند 1395 ] [ 04:41 ب.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ هیس دلی اینجا آرام گرفته به احترامش... () ]
لیلایی بی نام و نشان
در دنیای امروز عاشقی گناه نیست...

اما فقط در صورتی که عشقت زمینی باشد...

خدانکند پسوند عاشقی ات آسمان باشد...

دیوانه ای بیش نیستی!!!

که مجنون مشتی خاک و چند تکه استخوانی...

مجنونی که...

دلش پر میزند برای لبخند آقایش

آری این روز ها عشق آسمانیم ...

 سوژه خنده دیگران است و بهانه ای برای شکستن قلبم

اما ای لیلای بی نام و نشانه من...

من هنوز هم مجنون اهداف توام...

به احترام خون پاکت چادر سر میکنم

و می ایستم در مقابل تمام حرف های پوچ آدمیان

برای فرشته آسمانیم

[ سه شنبه 24 اسفند 1395 ] [ 07:08 ب.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ نظرات () ]
فیلم هندی 0.0
امروز دوستم میخواست بره راهیان نور

دیروز حالم بد شد نتونستم برم مدرسه ازش خداحافظی کنم

زنگ که زدم گفت قول نمیدم ولی شاید فردا بتونم بیام برا خداحافظی

امروز کلی بی حال بودم تو مدرسه حوصله خودمم نداشتم...

خب دوست صمیمیم نبود

تا اینکه زنگ ورزش اون قدر سر بازی بسکتبال دویدم که نفهمیدم چی شد نقش زمین شدم

میان نوشت : طبیعیه اصلا منو سرگیجه دوستیم باهم اونم دوستان جدایی نا پذیر=__=

زنگ تفریح خورد نشسته بودم رو زمین حالم دست خودم نبود که مث همیشه وسواسی باشم دوستم هی از تو باغچه

به سمتم سنگ پرت کرد رو سرم خاک ریخت ولی...

من فقط چشمامو بسته بودم حوصله اینکه بگم اذیت نکنم نداشتم

تا اینکه یکی از بچه ها که دور هم نشسته بودیم گفت هوووی فاطمه اومد

اصلا نفهمیدم چی شد برگشتم دیدم فاطمه داره میدوه سمتم

بلند اسمشو صدا زدم و نفهمیدم چه جوری خودمو بهش رسوندم

پریدم بغلش اون قدر گریه کردم =__=

زینب : زشته همه دارن نگاهتون میکنن خیلی ضایعین

من : برو حوصله ندارم بابا ( ادامه گریه)

فاطمه : زهرا بسه باید برم دیرم شده گریه نکن دیگه

و خداحافظی....

بعدش سر کلاس کلی بچه ها بهم خندیدن و اذیت کردن گفتم خیلی ضایعی، نهمیا؛ آبرومونو بردی

قیافه من O_O : مگه چی کار کردم

نرگس : هیچی هیچ کار نکردین تو فاطمه فقط تو از این ور حیاط بلند میگفتی فاطمه اونم از اون ور حیاط بلند میگفت زهرا بعدشم وسط زمین هندبال پریدین بغل هم اصلا هم بقیه نگاه نکردن اصلا...

من :

تازه فهمیدم چه فیلم هندیی بوده =__=


موضوعات: خاطره ،
[ یکشنبه 22 اسفند 1395 ] [ 06:27 ب.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ نظرات () ]
یه خواهش!!
سلامی چوبوی خوش آشنایی طبق معمول مجری شدم باز:/

بگذریم

میخواستم یه خواهش کنم ازتون اندازش سلیقه ایه کوچیک داره بزرگم داره متوسطم داره ببینین کدوم یکی تنخورش بهتره :/

ما تو مدرسمون 5 نفریم که باهم خیلی صمیمیم

اوایل دوستیمون من یه پیشنهاد دادم که خداروشکر هم عملی شد هم مفید واقع شد و دوستیمون پایدار گشت

اینک هر دو هفته یه بار هر اتفاقی افتاده از دست هم ناراحت شدیم بهم بگیم

هم یک دونه از خصوصیت اخلاقی بدی که باعث شده از طرف مقابل ناراحت بشیم بهم بگیم

اینجوری :

هم اخلاقمون بهتر میشه

هم دوستیمون پایدار تر

هم صداقتمون میره بالا

هر کس موافق این کار بود اعلام کنه

نکته : توجه توجه !!! اینجا من فقط خصوصیات منفی خودمو ازتون میخوام و کاری که باعث شده ناراحتتون کنم

اگه خواستین منم بهتون بگم تو وبتون به طور خصوصی حتما موافقتتون نسبت به این موضوع  ذکر کنین

راستی راستی

هرکی دوست داشت میتونه این طرح رو تو وب خودش بزاره تا با دوستاش اجرا کنن نتیجه خوبی داشته برای من میتونیین امتحان کنین

فقط زود بگین لطفا که عملی شه اگه موافقت بشه هر دو هفته روز شنبه این پست بالای همه پست ها قرار میگیره:)

منتظر نظرتون هستم

پی نوشت : فرصت نکردم نظراتو داخل پستای قبل پاسخ بدم واقعا یه دنیا شرمنده از همه و متشکرم بابت نظراتتون


لیست موافقین

1- ملینا
2- آرزو
3- یونا
4- محبوبه
5- مهتاب
6-انیسه

[ شنبه 21 اسفند 1395 ] [ 03:33 ب.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ نظرات () ]
تولد دوست گلم
سلام امروز تولد یکی از دوستای خیلی گلمه

اسمش

نتیجه تصویری برای نوشته سارا


نتیجه تصویری برای سارای عزیز تولدت مبارک



نتیجه تصویری برای تولدت مبارک

نتیجه تصویری برای تولدت مبارک خواهری
نتیجه تصویری برای جمله قشنگ سارای عزیز تولدت مبارک

خب برقارو خاموش کنیم

فشفشه هارو هم :

نتیجه تصویری برای فشفشه
نتیجه تصویری برای فشفشه

بهله و این گونه نوبت ب کیک میرسه

نتیجه تصویری برای کیک تولد دخترونه شکلاتی

و اکنون شاخه گلی تقدیم با یه دنیا مهربونی


نتیجه تصویری برای شاخه گل رز برای تبریک تولد


یه چندتایی از شاخه بیش تره ولی خب به هر حال

و اکنون کادویی که هیچ وقت دستات لمسش نمیکنه

نتیجه تصویری برای کادو تولد


خب دیگه سرتونو با میوه شیرینی شکلات گرم کنیین


نتیجه تصویری برای میوه تولد
نتیجه تصویری برای شیرینی تولد کیتی

نتیجه تصویری برای شکلات فانتزی

امیدوارم به همه مخصوصا ساراجونم خوش گذشته باشه :)


سارا گلی شاید این پست رو اصلا نبینی

باور کن هر روز میام وبت اما چون بلاگفاست نمیتونم نظر بزارم:(

کاش به دلت بیافته یه سری به اینجا بزنی

دوست دارم

فعلا

[ پنجشنبه 19 اسفند 1395 ] [ 09:29 ق.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ نظرات () ]
قــلـ❤ــب من
http://uupload.ir/files/k9cz_photo_2017-06-06_04-03-36.jpg

پدر و مادر چشمان من هستند

و امام قلب من،

بدون چشم می توان زندگی کرد

اما بدون قلب هـرگز.

"شهید ناصر عاشوری"

http://uupload.ir/files/x8mq_hlhlh.png



نتیجه تصویری برای جانم فدای رهبرم


نتیجه تصویری برای جانم فدای رهبرم


این تصویر پایینم برا بعضیا...


نتیجه تصویری برای جانم فدای رهبرم

[ سه شنبه 17 اسفند 1395 ] [ 03:19 ق.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ نظرات () ]
خاطرات...
http://uupload.ir/files/vfyz_44.png

سلام

الان داره اشکام دونه دونه

رو گونم سر میخوره

وبی که یه عالم خاطره ازش تو ذهنمه

عکس هدرش رو می بینیین

این وب متروکه شد

فقط به خاطر ارزشی که واسه خاطراتش قائلم نگهش داشتم

نمیدونم چه مشکلیم براش پیش اومده الان رفتم داخل

 توی بخش نظرات تبلیغات یه شرکت خارجی بود:/

حالا بیخیال مهم نی

.....

هیییییییی

خدایا کاش هیچ وقت زمان نمیگذشت

که خاطره بشه برات

بعد...

هیچی:)

[ سه شنبه 17 اسفند 1395 ] [ 12:15 ق.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ نظرات () ]
چرا واقعا؟
http://uupload.ir/files/zghd_capture44.png

http://uupload.ir/files/xtc3_capture55.png

من اصلا به فال اعتقاد نداشتم

ولی خدایی دهنم سرویس میشه

هر وقت فال شهریور رو میزنم

همیشه درست درمیاد:/

حتی حافظ هم...

جل الخالق

[ یکشنبه 15 اسفند 1395 ] [ 05:57 ب.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ نظرات () ]
فصل بی مادر بودن رسید
یاس را با تبر نمیچینند...

پشت در بالگد نمیچینند...

نتیجه تصویری برای پست تسلیت شهادت حضرت زهرا

آتش
زبانه زد...

 از خانه ی علی...

 در بین  شعله ها ...

سوخت پروانه ی علی...

افتاده از نفس...

 همسنگره علی ...

یک آیه شد جدا ...

از کوثر علی...

هعییییی فصل بی مادرشدن رسید...

کارندارم به اونا که شب فوت مادرشون عروسی میگیرن

هرکسی یه جوریه دیگه یکی دلش سنگ شده

مادرش که نیست غم نداره

اما با یه عده کار دارم

اونایی که دم از احساس میزنن

میخوام بگم اگه احساس داشتی چادری رو که سوخت خاکی شد اما به زمین نیافتاد رو زمین نمیزاشتی

اگه از احساس دم میزنی چه جوری روت میشه جلوی کودکی که پدرش برای چادر شهید شد

بدون چادر باشی

از احساس میگی؟ از مراقب قلب ها بودن میگی که مبادا بشکنن؟

آی بمیرم برات که بی خبری

میدونی قلب چندتا دختر شهید مدافع حرمو میشکنی وقتی

پرچم حضرت زهرا رو که به خاطرش باباش جون داده رو زمین میزاری

میدونی چه قدر امام زمانت وقتی نگات میکنه قلبش میشکنه

رهبرت چی قلب اونم یادت رفته

خیلی راحت بگم چادرتو که زمین گذاشتی

یعنی با بی احساسی تمام پا گذاشتی روی خون های ریخته شده، پا گذاشتی روی قلب مهدی فاطمه

آره...

پس ببین دم از احساس نزن

خودتم با یه حساب سرانگشتی میتونی بفهمی چه قدر بی.....


http://uupload.ir/files/2xlo_photo_2017-06-01_10-36-58.jpg

وقتی حجاب از منظر  مادر می افتد

حجب و حیا هم از سر دختر می افتد!

شرمندہ ایم از چادر خاکی زهرا (س) :(

امروز اگر چادر زیاد از سر می افتد!


[ پنجشنبه 12 اسفند 1395 ] [ 09:53 ق.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ نظرات () ]
... آرزوها کوچیک شده و داغ بی مادری...
امروز به مناسبت شهادت حضرت زهرا تو مدرسه قرار بود خرما بدم یادم شد

مجبور شدم تو اتوبوس خرما رو بدم

هیچکس با وجود نزدیک بودن شهادت حضرت زهرا فکر نکرد برای شهادت ایشونه

همه میگفتن خدا بیامرزه ... شروع میکردن به خوندن حمد و قل هوالله

تا میگفتم برا شهادت حضرت زهراست جا میخوردن

برام عجیبه واقعا ما همون مردمیم؟ با همون غیرت با همون دین؟

فردا روز شهادت مادرِ عالمه

دیشب وب یه نفر رفتم هرکسی آرزوشو مینوشت هیچ کس ظهور امام زمان رو نخواسته بود :(

چرا هیچ کس درک نمیکنه داغ دوریه پدر رو...

شما باباتون این همه سال از دیده تون پنهان باشه

همینجور بیخیال از کنارش میگذرین؟

خوشا به غیرتتون...

هه البته چه غیرتی وقتی قبح گناه میریزه

وقتی حرف زدن با نامحرم کاملا طبیعیه...

وقتی...

فقط اومدم بگم

آهای مردم بابامون نیست ... بابامون دلش گرفته ... بابامون یار نداره...بابامون... قلبش درد میکنه...

همین

هعییییییییییی


[ چهارشنبه 11 اسفند 1395 ] [ 02:54 ب.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ نظرات () ]
خاطره
امروز بعد دوماه میخواستن ناخونارو نگاه کنن

یعنی اعتراف میکنم ناخونام خیلییییییییییییییییییییییییییی بلند بود

یه بارم اومدم کوتاه کنم حسش نبود فرمش دادم دیگه کوتاه نکردم یعنی کل دوماه بلند بود

خودتون دیگه حساب کنین

هیچی اکثر بچه ها ناخونا بلند یعنی حیاط رو نگاه میکردی فرقه فرقه شده بودیم ناخون کوتاه میکردیم

حالا اینجاش هیچی

شلوار هرکیم تنگ بود گیر میدادن

خلاصه ... تنها چیزی که به ذهنم اومد هرکی شلواردیگه  زیر شلوارش پاشه بین هفتما بره بالا شلوارشو دربیاره از پنجره بندازه بچه ها پاشون کنن

یه نفر پیداشد هی شلوار از آسمون میومد پاشون میکردن رو شلوار دیگشون بین هفتم هشتما میرفتن بالا باز نفر بعدی

بعد اونا که رفتن بالا

من هنوز پایین بودم فکر کردن شلوار منم تنگه منم اصلا حواسم به پنجره نبود شلور انداخته بودن پایین

هیچی شلوار پایین مونده بود


دوست ماام با شلوار گل گلیسرکلاس

سر زنگ ریاضی همه حمد و قل هوالله میخوندن صداش نزنن بره پاتخته و اینکه کسی تو حیاط نره

خداییش 5 نفر از کلاس ما نجات پیدا کردن با همون شلوار

خداروشکر بخیر گذشت

ولی آخرش همشون مونده بودن که چرا من این قدر جوش اونارو میزدم وقتی خودم شلوارم مشکل نداشته

[ دوشنبه 9 اسفند 1395 ] [ 02:26 ب.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ نظرات () ]
...
خدایا...

میدونم اون قدر نعمت دادی که ... باید لال بشم اگه بخوام اعتراض کنم

اما ...

حرف دلمو به کی بگم ... میدونم خودت هستی.. میدونم منبع آرامشی

اما ...

هیچ وقت صداتو نمیشنوم...

هیچ وقت نمیتونم در آغوش بگیرمتو گریه کنم...

هیچ وقت دستاتو لمس نکردم...

خودت جوری قرارم دادی که از تنها بودن فاصله بگیرم و اجتماعی باشم

اما آخه خدا چرا تنهام؟؟

بارها از بنده های خوبت روایت خوندم که با دوستات جوری دوست باش که ممکنه روزی دشمنت بشن

پس کی ؟ پس کی باشه که باهاش بتونم حرف بزنم؟ هان؟

بالاخره تنها باشم یا نباشم؟

چرا همیشه تاوان تفکرای اشتباه مادر پدر رو بچه های اول میدن؟

اصلا چرا من بچه اولم؟

خدایا خستم...

خستم...از خودم... از تنهایی... از زندگی که... همه غمات تو وجود خودته

راحت بگم

این روزا قلبم...

بی کس و کار شده

گفتی مومن ظاهرش شاد باشه گفتم باشه...

اما خدایا ... قلب همین بندت هم دیگه ظرفیتش تکمیل میشه جای غصه نداره

همیشه آرزوی داشتن یه خواهر با تفاوت سنی کم داشتم...

نشد...

قبول

اما..

نمیشد یه دوست بهم میدادی که عین خواهر بود برام؟

سرنوشت منو تنهایی بهم گره خورده؟


چرا ؟ واقعا چرا؟


حرف آخرم :

خدایا ...

قبول کن لازم دارم لمست کنم نه اینکه فقط حست کنم

همین:)

ببخشید تند حرف زدم

دوست دارم...

:)

[ یکشنبه 8 اسفند 1395 ] [ 05:22 ب.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ نظرات () ]
...
نتیجه تصویری برای به قلبم افتخار میکنم


چه من بخوام چه نخوام

قاضی خودش حکم رو میده

می خوای دوستم باش می خوای دشمنم باش

دنیا همینه

شکستی میشکنت

تازه

ده برابر

صدبرابر

و حتی بیشتر میشکنت

وقتی شکستی بیا با همون چسبی که تیکه های قلبمو بهم چسبوندم

مال توروهم بچسبونم

:)

قلبیکه ...

 سنگ زدیش ...

 زیر پات لهش کردی ...

قلبیکه زخمی شد

تپشش به شماره افتاد

اما
دست از دوست داشتنت

برنداشت

:)





[ شنبه 7 اسفند 1395 ] [ 09:24 ب.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ نظرات () ]
آخرین مطالب
صفحات وب

پشتیبانی