تبلیغات
عشق قیمت نداره - مطالب دی 1395
عشق قیمت نداره
پنجشنبه 30 دی 1395 :: نویسنده : ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤
سلام

نمیدونم چه حکمتیه

که یه عده میگن وابستگیای مجازیشون عین دوستیای واقعیشونه

بعد همون یه عده که از آدم توقع اعتماد دنیای واقعی رو تو دنیای مجازی دارن

همون یه عده ای که نمیدونم شاید بشه اسمشو گذاشت ادعا که به اندازه دوستای دنیای  واقعیشون دوست دارن

چرا رسم رسوم دنیای واقعی رو تو دنیای مجازی قبول ندارن؟

بزارین مثال بزنم

تو فامیل ممکنه دایی تون بیاد خونه شما

بعد حتما همون روز شما باید دوباره برین خونه ی داییتون؟ عایا با عقل جور در میاد ؟ مهم اینه که شما اون روز همدیگر رو دیدین

اینکه داییتون میاد خونه شما حتما موقعیتش بوده

و اینکه اگه شما نرفتین حتما شرایطش نبوده

دلیل بر این نیست شما داییتونو دوست نداشتین یا فراموشش کردین:/

تو دنیای مجازیم حکایت همینه

اگه شما تو وب من نظر میدی و باهم حرف میزنیم

دیگه حرفمونو زدیم من بیام تو وب شما چی بگم خو :/

یا اینکه اگه دلت واسه کسی تنگ شده تو برو وبش نه اینکه وایسا ببین اونم دلش تنگ شده یا نه بست بشین تو وبت تا اون بیاد :/


تو که دلت تنگ شده برو چی کار به دل اون داری شاید اون وقتش رو نداره یا...

بنابراین هی نگین وبم خاک گرفت تارعنکبوت بست اِل شد و بِل شد

همین دیگه

مدیونیین فکر کنین با یه عده یا یه شخص خاصی بودم:/

شایدم با خودتم

ماشاالله اون قدر زیادین که... هرکی باید به خودش بگیره

فعلا




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 26 دی 1395 :: نویسنده : ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤
ســـــــــلـــام

خـــــبـــ خاطره امروز که روزی بسی خنده در بود رو فردا میزارم اگه وقت کنم

چون رمانم باید بخونم ممکنه وقت نشه

اومدم نصف اتفاق امروز رو براتون بگم

هیچی مسابقه داستان نویسی غایب بودم اسممو بچه ها خودشون نوشتن

دیروز بهم اطلاع دادن فردا داستانتو بیار

منم هیچی مخم کار نکرد یه چیز چرتی سرهم کردم فقط والا فقط خواستم ببخشین ولی دهن خانوم نادریان و ببندم باز چیزی نگه

خلاصه یه داستان یه برگه ای بسی چرت بدون مشخصات فردی خودم دادم به خانوم

یعنی برگه رو گرفت یه نگاه کرد به من یه نگاه به برگه یکم مکث کرد گفت مرسی مشخصات گرفت که خودش تایپ کنه

قیافه همه اینجوری بود چون دقیقا یکی با همین مشخصات داد برگشو کلی سرش داد زد

مبینا بیرون دفتر منتظرم بود گفت اون کارای پارسالت برای دعواهای نادریان کارساز بود

جرئت نمیکنه بهم بگه بالا چشت ابرو

من اون قدر رو رفتار چادریای اطرافم حساسم

والا بعضیا با قیافه .... شون چهره چادر رو خراب میکنن

و اینگونه بود که جان سالم به در بردم و بدون قطع عضو از دفتر خارج شدم

حالا اصل کاری که در ادامه مطلب هست

اون داستان چرت و پرته

خودم میدونم تعریف نداره

پس تعریف موقوف

صادق باشید

فقط اگه نظر میزارید انتقــــــــــــــــاد

حالا بفرمایین


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 21 دی 1395 :: نویسنده : ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤
خب سلام سلام 

بعد از چند روز :|

میدونم قرار بود یه ماه نباشم :/

خب مشکلم حل شد زود تر اومدم -__-

ناراحتین بلما:/

جدا از اون دوتا اتفاق افتاد دلم نیومد تا یه ماه صبر کنم =•=

یکیش و فردا میگم چون مفصله ;)

یکیشو امروز....

فوت آقای رفسنجانی....

چه قدر شبی که فوت کردند تو تلگرام حرفای بدی میزدن :(

اما خداااااااا رو شکر تشییع و تدفین بسیار باشکووووه بود

وای خوش به حالش رهبر نماز خوند براش

بمیرم واسه دل رهبرم _ دوست صمیمیش:(_

سردار قاسم سلیمانیم حضور داشتن ;)

خب همین

تسلیت میگم و همین

فعلا

یاعلی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 13 دی 1395 :: نویسنده : ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤
عکس و تصویر عجب بابابزرگ باحالی ههههههههه


O_O




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 11 دی 1395 :: نویسنده : ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤
نتیجه تصویری برای کاریکاتور برجام


گندش در اومد دیگه عاقا تلاش نکن -_-

فقط یه نکته ای رو خواستم متذکر بشم

آقای X لطفا اگه یه لافی میزنی با نماینده هات هماهنگ کن

بهله دوستان گرامی

القصه

آقای X قصه ی ما توی سخنرانیشون

گفتن ما تو این 4 سال رشد اقتصادی داشتیم !!!!!
چند دقیقه بعد اخبار پخش شد

نماینده گفت : ما تواین 4 سال هییییییچ رشد اقتصادی نداشتیم +_+

قیافه ما

قیافه آقای X رو واقعا نمیشه حدس زد
مال چند هفته پیش بود دو دل بودم بزارم

ولی آخر گذاشتم دیگه
فعلا
یاعلی✋





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 9 دی 1395 :: نویسنده : ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤
یه بار سرکلاس زبان بودیم

امتحان مستمر بود دادیم آخرش وقت اضاف اومد معلم گفت اشکال نداره حرف بزنین

ماام یه گروه نه نفره بودیم کلاس هفتم که یه نفرمون غایب بود اسمش راحله بود

هیچی مهلا شروع کرد به حرف زدن : خب راحله غایبه امشب بریم بکشیمش

الهه گفت : آره وااای چه حال بده

مهلا گفت روش بدین

همه سکوت کردند

خودش گفت دست و پاشو میبندیم بعد اول انگشتاشو قطع میکنیم بعد کل دستشو بعد سرشو....

و اینجا من وسط کلاس جییییییییییییییغ بنفشی کشیدم و زدم زیر گریه

میدونستم شوخی میکنن ولی شوخیشم عذابم میداد

معلم زبانمون اون قدر عصبانی شد ولی چون مشخص بود تر سیدم ( از رنگ پریده و گریه هام ) چیزخاصی نگفت

در این حد روحیم حساسه مراعاتمو بکنین




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 7 دی 1395 :: نویسنده : ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤

سلامـــــــ

شکر خدا حال زن داداش سوریانگ بهتره ولیییییی هنوز تو آی سیو بستریه

عاجزانه ازتون میخوام

دعا کنین

خواهش می کنم

مرسیــــــــــ

خدانگهدارتون

یا علیــ





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 7 دی 1395 :: نویسنده : ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤

برو ادامه مطلب آویشن گلی


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 6 دی 1395 :: نویسنده : ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤
ســـــلامــ

ببخشین آویشن واقعا نمیتونم توضیح بدم الان یه خبره فوق العاده بد شنیدم

خودم پنجشنبه برات وب میزنم

تو فقط آدرس و عنوان وبتو بگو

فعلا.......

ببخشین فضای وب تیرست نابود شدمــ اصلا فکرشم نمیکردمـــــ






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 2 دی 1395 :: نویسنده : ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤
doosti (32)

doosti (40)

پس فکر کنم بشه دخترم عاشق دختر بشه

doosti (7)

این عکس قبل رو مدیونیین فکر کنین با کسی بودم قضیه برمیگرده به حدود یک ماهه پیش

و در آخـــــــــــر...


khoshali (11)



به جون خودم کلی دنبالــ عکس گشتم که دختر پسر باهم نباشن

این آخری رو دیگه دلم نیومد نزارم برا متنش

پی نوشت : از شئونات اسلامی عذرخواهم که نتونستم به طوریکه لازمه تو این پست رعایتش کنم







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



درباره وبلاگ


این وب...توضیح خاصی نداره:/


مدیر وبلاگ : ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :