تبلیغات
عشق قیمت نداره - شب قدر ... گریه ی آسمون...از درد یتیمی...
شب قدر ... گریه ی آسمون...از درد یتیمی...
سلام طاعاتتون قبول حق

خوبین؟

تو این سه شب قدر که من نتونستم برم مراسم چون هیئتمون یه قسمتی رو داره برای کودکان 4 تا 7 سال

که مادراشون بتونن از مراسم بهره کافی رو ببرن

من اونجا با دو سه نفر دیگه مسول نگهداری و باز ی و... با بچه ها بودیم...

اما دیشب دیگه دلم طاقت نمیاورد موقعی که هنوز خلوت بود ... از مامانم اجازه گرفتم نیم ساعت برم خودم

تند تند دعای جوشن کبیر رو بخونم و بیام... و این کارو کردم... حداقل اونجا یکم گریه کردم  و آروم شدم هرچند خودم میخوندم برا خودما

ولی دعای جوشن کبیر حال و هوایی داره که بدون روضه و صدای خوش گریت میگیره...

بعدش باز رفتم داخل با بچه ها بودیم و ... باز اجازه گرفتم از مامانم رفتم تو اتاق برق رو خاموش کردم تو یه ربع برا خودم قرآن به سر

کردم و براهمتون و خودم دعا کردم

تو اون دو شب قبل چشم و امیدم به شماها بود که برام دعا کنین دعا کردین که؟*-*

آخرای شب حدود ساعتای 1:50 که تو حیاط بودیم و چهار پنج نفر از بچه ها هنوز مادراشون نیومده بودن... بارون گرفت

تو هیئت قرآن به سر بود ( آخراش بود ) و... اون چیزی که نابودم کرد...

این بود که یه بارون خوشگلی میومد خوش به حال اونایی که حرم بودن هیئت بودن ...

همچنان همون پنج نفر بودن که صدای مداحی از هیئت بلند شد

مداحی نریمانی بود : هواییتم....

تا مداحه گفت هواییتم دل منم هوایی شد به خانم احمدی گفتم به مامانم بگه من رفتم هیئت...

چون میدونی جدا از مداحی و فضاش سینه زنی مردا خیلی قشنگه... چون تو هیئتمون یه جوریه دستای مردا دیده میشه نورشم قرمزه موقع مداحی اصلا ....

اون می خوند عاشق این مداحیم متنش خیلی قشنگه

اولش ریتمش آرومه :

هواییتم...
یه عمره دنبال پست گداییتم...
اگه قبول کنی منم فداییتم...
فداییتم ... فداییتم...
دوست دارم...
اگر چه عمریه برا تو سربارم...
با یه نیگاه تو ردیف میشه کارم...
دوست دارم...دوست دارم...

بعد کم کم سرعت میره بالا...

میافتم پای پرچمت...
با قلبی مست و بی قرار...
اربعین امسال برام یک کربلا کنار بزار...
زیر بارون میخونم حسین...
مثل مجنون میخونم حسین...
از دل از جون میخونم حسین...

اینجا هم حسین هم وای رو میکشه :

حسین وای...حسین وای

تو سالاری...
همیشه هوای نوکراتو داری...
برای سینه زنها کم نمیذاری...
تو سالاری ... تو سالاری...

عاشششششششششششششق این تیکشم :

یه قانونه...
که اسم تو دل عرش رو میلرزونه...
منو عشق تو به خدا میرسونه ....
یه قانونه یه قانونه....

اینجاش که دیگه دیوونه میکنه آدمو فقط عین ابر بهار اشک میریزی :

من هرجایی که گم بشم ...

تو کربلا پیدا میشم...

دریا میشم تا وصله به... اشکه سینه زنها بشم

دارم عشق شبهای حرم...


( اینجاشو یادم رفت)

چه بارونی میاد از تو چشا روضه که میخونی
حسنیه میشه موج پریشونی...
چه بارونی ... چه بارونی...

این تیکش که همه مردا صدای گریشون رفت بالا :

چه احساسی...
همینکه پای روضه های عباسی...
همینکه تو به روی زینب حساسی...
چه احساسی... چه احساسی...

اینجارو مرد و زن میخوندیم با مداح :

میپیچه عطر بوی یاس...

توی هوای علقمه...

شب جمعه وقتی میاد...

ام البنین و فاطمه...

تو دل دارم عشق کربلا هرشب مستم با سینه زنا دیوونتم ای خون خدا

حسین وااای حسین واااای حسین واااای حسین وااای


بچه ها اون بارون دیشب رو خیلی خاص کرد اون بارون مداحی شب قدر....

خدایا ظهور امام زمانم برسون تا ما زنده ایم...

الهی آمین...

[ یکشنبه 28 خرداد 1396 ] [ 11:27 ق.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ نظرات () ]
آخرین مطالب

پشتیبانی