تبلیغات
عشق قیمت نداره
حرفم
ســــــلام

اومدم بگم ان شاءالله اگه یه بنده خدایی سنگ نندازه جلو پام

پنجشنبه از ساعت 11:30 تا جمعه ساعت 19:30 نیستم

از طرف بسیج هیئتمون می خوان ببرن اردوی آموزشی

فعلا که رضایت نامه ام امضاء شده مشکل از طرف مادر و پدر گرامی حله فقط اون بنده خدا...

صبح از شدت ضعف نمیتونستم حرف بزنم بعد به مامان بابام واسه اردو گفتم

بابام خندش گرفته میگ با این حالتم یادت نمیره

با اینکه با بچه های بسیج اردو رفتن بیش از اندازه حال میده

اما نبود ناهید اصلا نمیزاره یه ذره خوش حال باشم

دیشب بعد اینکه با مهتاب  حرف زدم حسابی حالم بد شد و قندم افتاد...

دلم خیلی تنگ شده

ناااهیــــــد پروشا کجااااااااااییین؟



خب همین اومدم بگم دعا کنین مشکل پیش نیاد و اگه نبودم نگران نشین

خداحافـــــــــــظ

[ چهارشنبه 6 بهمن 1395 ] [ 01:55 ب.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ نظرات () ]
عشق سن و سال نمیشناسه...!
[http://www.aparat.com/v/VNOqJ]


ســــــــلام


وصیتنامه شهید مدافع حرم

عباس دانشگر رو گذاشتم...

وصیتنامش بسیااااااااااااااار احساسی و تکان دهنده ی

حتما پیشنهاد میکنم ببینید

[ چهارشنبه 6 بهمن 1395 ] [ 11:49 ق.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ نظرات () ]
تولد دوست گلم :)
ســـــــــلام

امروز تولد آجی گلمه

تعجب نکنین گفتم آجیـــــــ

چون فقط به خاطر گل روی همین دوستم بود که گذاشتم آجیــــــ صدام کنن برخلاف میلم

خب آجیه گلم کسی نیست جز

نتیجه تصویری برای سعیده

کسی که تو پویا عضو گروه چهار نفرمون بود:

من ، پروشا ، سعیده و مبینا

کسی که به خاطرش مامان بابامو راضی کردم اسم خواهرمو بزارن سعیده


خب سعیده جونم

نتیجه تصویری برای تولدت مبارک متحرک


نتیجه تصویری برای عکس تبریک تولد

زود تند سریع

میریم سراغ کیک

فقط خودم و خودت به بقیه نمیدیم

نه شوخی کردم ما بخشنده ایم مگه نه؟


نتیجه تصویری برای کیک تولد شکلاتی

ای جونم شکلاتی

من شکلاتی دوست

سعیده توام شکلاتی دوست داری؟

بقیه چی؟

وسط تولد نظر سنجی ام میکنم

خب میریم سراغ کادو

نتیجه تصویری برای کادو تولد

تقدیم با عشق

به همراه

نتیجه تصویری برای کادو تولد


و البته بوووووووووووســــ


( فرصت کنم متن تو پاکتم میزارم )

الکی مثلا کادو واقعا من طراحی کردم

خب خب

از اون جایی که من اهل بزن بکوب نیستم

سعیده ام خودش میدونه آجیم فهمیدست

نمیگم بیاین وسط

میریم سراغ عکس منو آجیم

نتیجه تصویری برای عکس دو نفره دختر انیمه

من چون موهام فره سمت چپیم

سعیده چون فر نیست سمت راستیه


حالا دیگه

شما سرتونو با

شکلات و میوه :


نتیجه تصویری برای شکلات کاکائویی


نتیجه تصویری برای میوه تزئین شده

گرم کنین

تا منو سعیده جونم حرف بزنیم
.
.
.
.

دینگ دینگ

صدای ساعت توسالن پیچید

ساعت 12 نصفه شبه

فکر کنم موقع رفتنه

خوش اومدین خیلی خوش گذشت

خب دست روبوسی

عه آرایشتون پاک کنین بعد برین بیرون

من رو دوستام حساسم

( حالا من خودم اصلا آرایش نمیکنم:/ کلی گفتم )

خداحااااااافظ

درم پشت سرتون ببندین بی زحمت

سوز نیاد

مرسییییی

[ شنبه 2 بهمن 1395 ] [ 02:13 ب.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ نظرات () ]
شهید همراهم
ســــــــــــــلام

امروز یه روز عجیب بود

بعد 5 - 6 سال بالاخره شهیدم رو پیدا کردم

شهید که نه شهیده

شهیده زینب کمایی

در پوست خودم نمیگنجم

میدونین مامانم تو دوران کودکی بودم که گفت هرکس واسه خودش یه شهید داره

که زندگیشو بر اساس زندگی اون میکنه

میشه الگوش کلاس سوم بودم که اینو گفت

و از همون موقع کارم شد خوندن زندگی نامه شهدا

اما همیشه آرزوم بود شهید همراهم شهید نباشه شهیده باشه

و به آرزوم رسیدم

مرسی معشوق ابدیم مرسیییییییی

از شنبه اولین قدم شروع میشه برنامه خود سازی امام خمینی رو گرفتم قراره فردا با فاطمه صحبت کنم

باهم اجراش کنیم

یه خواهش : برام دعـــــــــــــــا کنین همین مرسی :)

راستی اگه شهید همراهتون رو انتخاب کردین بهم بگین ممنون

[ جمعه 1 بهمن 1395 ] [ 07:35 ب.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ نظرات () ]
... بدون هیچ شرحی
سلام

نمیدونم چه حکمتیه

که یه عده میگن وابستگیای مجازیشون عین دوستیای واقعیشونه

بعد همون یه عده که از آدم توقع اعتماد دنیای واقعی رو تو دنیای مجازی دارن

همون یه عده ای که نمیدونم شاید بشه اسمشو گذاشت ادعا که به اندازه دوستای دنیای  واقعیشون دوست دارن

چرا رسم رسوم دنیای واقعی رو تو دنیای مجازی قبول ندارن؟

بزارین مثال بزنم

تو فامیل ممکنه دایی تون بیاد خونه شما

بعد حتما همون روز شما باید دوباره برین خونه ی داییتون؟ عایا با عقل جور در میاد ؟ مهم اینه که شما اون روز همدیگر رو دیدین

اینکه داییتون میاد خونه شما حتما موقعیتش بوده

و اینکه اگه شما نرفتین حتما شرایطش نبوده

دلیل بر این نیست شما داییتونو دوست نداشتین یا فراموشش کردین:/

تو دنیای مجازیم حکایت همینه

اگه شما تو وب من نظر میدی و باهم حرف میزنیم

دیگه حرفمونو زدیم من بیام تو وب شما چی بگم خو :/

یا اینکه اگه دلت واسه کسی تنگ شده تو برو وبش نه اینکه وایسا ببین اونم دلش تنگ شده یا نه بست بشین تو وبت تا اون بیاد :/


تو که دلت تنگ شده برو چی کار به دل اون داری شاید اون وقتش رو نداره یا...

بنابراین هی نگین وبم خاک گرفت تارعنکبوت بست اِل شد و بِل شد

همین دیگه

مدیونیین فکر کنین با یه عده یا یه شخص خاصی بودم:/

شایدم با خودتم

ماشاالله اون قدر زیادین که... هرکی باید به خودش بگیره

فعلا

[ پنجشنبه 30 دی 1395 ] [ 09:35 ق.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ نظرات () ]
دل نوشته خودم:)
ســـــــــلـــام

خـــــبـــ خاطره امروز که روزی بسی خنده در بود رو فردا میزارم اگه وقت کنم

چون رمانم باید بخونم ممکنه وقت نشه

اومدم نصف اتفاق امروز رو براتون بگم

هیچی مسابقه داستان نویسی غایب بودم اسممو بچه ها خودشون نوشتن

دیروز بهم اطلاع دادن فردا داستانتو بیار

منم هیچی مخم کار نکرد یه چیز چرتی سرهم کردم فقط والا فقط خواستم ببخشین ولی دهن خانوم نادریان و ببندم باز چیزی نگه

خلاصه یه داستان یه برگه ای بسی چرت بدون مشخصات فردی خودم دادم به خانوم

یعنی برگه رو گرفت یه نگاه کرد به من یه نگاه به برگه یکم مکث کرد گفت مرسی مشخصات گرفت که خودش تایپ کنه

قیافه همه اینجوری بود چون دقیقا یکی با همین مشخصات داد برگشو کلی سرش داد زد

مبینا بیرون دفتر منتظرم بود گفت اون کارای پارسالت برای دعواهای نادریان کارساز بود

جرئت نمیکنه بهم بگه بالا چشت ابرو

من اون قدر رو رفتار چادریای اطرافم حساسم

والا بعضیا با قیافه .... شون چهره چادر رو خراب میکنن

و اینگونه بود که جان سالم به در بردم و بدون قطع عضو از دفتر خارج شدم

حالا اصل کاری که در ادامه مطلب هست

اون داستان چرت و پرته

خودم میدونم تعریف نداره

پس تعریف موقوف

صادق باشید

فقط اگه نظر میزارید انتقــــــــــــــــاد

حالا بفرمایین

ادامه مطلب

[ یکشنبه 26 دی 1395 ] [ 11:41 ب.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ نظرات () ]
بازگشت....-_-
خب سلام سلام 

بعد از چند روز :|

میدونم قرار بود یه ماه نباشم :/

خب مشکلم حل شد زود تر اومدم -__-

ناراحتین بلما:/

جدا از اون دوتا اتفاق افتاد دلم نیومد تا یه ماه صبر کنم =•=

یکیش و فردا میگم چون مفصله ;)

یکیشو امروز....

فوت آقای رفسنجانی....

چه قدر شبی که فوت کردند تو تلگرام حرفای بدی میزدن :(

اما خداااااااا رو شکر تشییع و تدفین بسیار باشکووووه بود

وای خوش به حالش رهبر نماز خوند براش

بمیرم واسه دل رهبرم _ دوست صمیمیش:(_

سردار قاسم سلیمانیم حضور داشتن ;)

خب همین

تسلیت میگم و همین

فعلا

یاعلی

[ سه شنبه 21 دی 1395 ] [ 03:22 ب.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ نظرات () ]
-_-
عکس و تصویر عجب بابابزرگ باحالی ههههههههه


O_O

[ دوشنبه 13 دی 1395 ] [ 12:42 ب.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ نظرات () ]
مطلب رمز دار : برای یه دوست قدیمی
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.

[ یکشنبه 12 دی 1395 ] [ 08:55 ق.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ نظرات () ]
بدون شرح
نتیجه تصویری برای کاریکاتور برجام


گندش در اومد دیگه عاقا تلاش نکن -_-

فقط یه نکته ای رو خواستم متذکر بشم

آقای X لطفا اگه یه لافی میزنی با نماینده هات هماهنگ کن

بهله دوستان گرامی

القصه

آقای X قصه ی ما توی سخنرانیشون

گفتن ما تو این 4 سال رشد اقتصادی داشتیم !!!!!
چند دقیقه بعد اخبار پخش شد

نماینده گفت : ما تواین 4 سال هییییییچ رشد اقتصادی نداشتیم +_+

قیافه ما

قیافه آقای X رو واقعا نمیشه حدس زد
مال چند هفته پیش بود دو دل بودم بزارم

ولی آخر گذاشتم دیگه
فعلا
یاعلی✋

[ شنبه 11 دی 1395 ] [ 04:03 ب.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ نظرات () ]
خاطره
یه بار سرکلاس زبان بودیم

امتحان مستمر بود دادیم آخرش وقت اضاف اومد معلم گفت اشکال نداره حرف بزنین

ماام یه گروه نه نفره بودیم کلاس هفتم که یه نفرمون غایب بود اسمش راحله بود

هیچی مهلا شروع کرد به حرف زدن : خب راحله غایبه امشب بریم بکشیمش

الهه گفت : آره وااای چه حال بده

مهلا گفت روش بدین

همه سکوت کردند

خودش گفت دست و پاشو میبندیم بعد اول انگشتاشو قطع میکنیم بعد کل دستشو بعد سرشو....

و اینجا من وسط کلاس جییییییییییییییغ بنفشی کشیدم و زدم زیر گریه

میدونستم شوخی میکنن ولی شوخیشم عذابم میداد

معلم زبانمون اون قدر عصبانی شد ولی چون مشخص بود تر سیدم ( از رنگ پریده و گریه هام ) چیزخاصی نگفت

در این حد روحیم حساسه مراعاتمو بکنین

[ پنجشنبه 9 دی 1395 ] [ 12:49 ب.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ نظرات () ]
خواهش میکنم دعا کنین

سلامـــــــ

شکر خدا حال زن داداش سوریانگ بهتره ولیییییی هنوز تو آی سیو بستریه

عاجزانه ازتون میخوام

دعا کنین

خواهش می کنم

مرسیــــــــــ

خدانگهدارتون

یا علیــ

[ چهارشنبه 8 دی 1395 ] [ 12:14 ق.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ نظرات () ]
برای آویشن

برو ادامه مطلب آویشن گلی

ادامه مطلب

[ سه شنبه 7 دی 1395 ] [ 11:55 ب.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ نظرات () ]
....... بدون شرح
ســـــلامــ

ببخشین آویشن واقعا نمیتونم توضیح بدم الان یه خبره فوق العاده بد شنیدم

خودم پنجشنبه برات وب میزنم

تو فقط آدرس و عنوان وبتو بگو

فعلا.......

ببخشین فضای وب تیرست نابود شدمــ اصلا فکرشم نمیکردمـــــ


[ دوشنبه 6 دی 1395 ] [ 02:49 ب.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ نظرات () ]
حرفای قلبم :)
doosti (32)

doosti (40)

پس فکر کنم بشه دخترم عاشق دختر بشه

doosti (7)

این عکس قبل رو مدیونیین فکر کنین با کسی بودم قضیه برمیگرده به حدود یک ماهه پیش

و در آخـــــــــــر...


khoshali (11)



به جون خودم کلی دنبالــ عکس گشتم که دختر پسر باهم نباشن

این آخری رو دیگه دلم نیومد نزارم برا متنش

پی نوشت : از شئونات اسلامی عذرخواهم که نتونستم به طوریکه لازمه تو این پست رعایتش کنم



[ پنجشنبه 2 دی 1395 ] [ 09:35 ق.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ نظرات () ]
آخرین مطالب
صفحات وب

پشتیبانی