تبلیغات
عشق قیمت نداره
فصل بی مادر بودن رسید
یاس را با تبر نمیچینند...

پشت در بالگد نمیچینند...

نتیجه تصویری برای پست تسلیت شهادت حضرت زهرا

آتش
زبانه زد...

 از خانه ی علی...

 در بین  شعله ها ...

سوخت پروانه ی علی...

افتاده از نفس...

 همسنگره علی ...

یک آیه شد جدا ...

از کوثر علی...

هعییییی فصل بی مادرشدن رسید...

کارندارم به اونا که شب فوت مادرشون عروسی میگیرن

هرکسی یه جوریه دیگه یکی دلش سنگ شده

مادرش که نیست غم نداره

اما با یه عده کار دارم

اونایی که دم از احساس میزنن

میخوام بگم اگه احساس داشتی چادری رو که سوخت خاکی شد اما به زمین نیافتاد رو زمین نمیزاشتی

اگه از احساس دم میزنی چه جوری روت میشه جلوی کودکی که پدرش برای چادر شهید شد

بدون چادر باشی

از احساس میگی؟ از مراقب قلب ها بودن میگی که مبادا بشکنن؟

آی بمیرم برات که بی خبری

میدونی قلب چندتا دختر شهید مدافع حرمو میشکنی وقتی

پرچم حضرت زهرا رو که به خاطرش باباش جون داده رو زمین میزاری

میدونی چه قدر امام زمانت وقتی نگات میکنه قلبش میشکنه

رهبرت چی قلب اونم یادت رفته

خیلی راحت بگم چادرتو که زمین گذاشتی

یعنی با بی احساسی تمام پا گذاشتی روی خون های ریخته شده، پا گذاشتی روی قلب مهدی فاطمه

آره...

پس ببین دم از احساس نزن

خودتم با یه حساب سرانگشتی میتونی بفهمی چه قدر بی.....


http://uupload.ir/files/2xlo_photo_2017-06-01_10-36-58.jpg

وقتی حجاب از منظر  مادر می افتد

حجب و حیا هم از سر دختر می افتد!

شرمندہ ایم از چادر خاکی زهرا (س) :(

امروز اگر چادر زیاد از سر می افتد!


[ پنجشنبه 12 اسفند 1395 ] [ 09:53 ق.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ نظرات () ]
... آرزوها کوچیک شده و داغ بی مادری...
امروز به مناسبت شهادت حضرت زهرا تو مدرسه قرار بود خرما بدم یادم شد

مجبور شدم تو اتوبوس خرما رو بدم

هیچکس با وجود نزدیک بودن شهادت حضرت زهرا فکر نکرد برای شهادت ایشونه

همه میگفتن خدا بیامرزه ... شروع میکردن به خوندن حمد و قل هوالله

تا میگفتم برا شهادت حضرت زهراست جا میخوردن

برام عجیبه واقعا ما همون مردمیم؟ با همون غیرت با همون دین؟

فردا روز شهادت مادرِ عالمه

دیشب وب یه نفر رفتم هرکسی آرزوشو مینوشت هیچ کس ظهور امام زمان رو نخواسته بود :(

چرا هیچ کس درک نمیکنه داغ دوریه پدر رو...

شما باباتون این همه سال از دیده تون پنهان باشه

همینجور بیخیال از کنارش میگذرین؟

خوشا به غیرتتون...

هه البته چه غیرتی وقتی قبح گناه میریزه

وقتی حرف زدن با نامحرم کاملا طبیعیه...

وقتی...

فقط اومدم بگم

آهای مردم بابامون نیست ... بابامون دلش گرفته ... بابامون یار نداره...بابامون... قلبش درد میکنه...

همین

هعییییییییییی


[ چهارشنبه 11 اسفند 1395 ] [ 02:54 ب.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ نظرات () ]
خاطره
امروز بعد دوماه میخواستن ناخونارو نگاه کنن

یعنی اعتراف میکنم ناخونام خیلییییییییییییییییییییییییییی بلند بود

یه بارم اومدم کوتاه کنم حسش نبود فرمش دادم دیگه کوتاه نکردم یعنی کل دوماه بلند بود

خودتون دیگه حساب کنین

هیچی اکثر بچه ها ناخونا بلند یعنی حیاط رو نگاه میکردی فرقه فرقه شده بودیم ناخون کوتاه میکردیم

حالا اینجاش هیچی

شلوار هرکیم تنگ بود گیر میدادن

خلاصه ... تنها چیزی که به ذهنم اومد هرکی شلواردیگه  زیر شلوارش پاشه بین هفتما بره بالا شلوارشو دربیاره از پنجره بندازه بچه ها پاشون کنن

یه نفر پیداشد هی شلوار از آسمون میومد پاشون میکردن رو شلوار دیگشون بین هفتم هشتما میرفتن بالا باز نفر بعدی

بعد اونا که رفتن بالا

من هنوز پایین بودم فکر کردن شلوار منم تنگه منم اصلا حواسم به پنجره نبود شلور انداخته بودن پایین

هیچی شلوار پایین مونده بود


دوست ماام با شلوار گل گلیسرکلاس

سر زنگ ریاضی همه حمد و قل هوالله میخوندن صداش نزنن بره پاتخته و اینکه کسی تو حیاط نره

خداییش 5 نفر از کلاس ما نجات پیدا کردن با همون شلوار

خداروشکر بخیر گذشت

ولی آخرش همشون مونده بودن که چرا من این قدر جوش اونارو میزدم وقتی خودم شلوارم مشکل نداشته

[ دوشنبه 9 اسفند 1395 ] [ 02:26 ب.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ نظرات () ]
...
خدایا...

میدونم اون قدر نعمت دادی که ... باید لال بشم اگه بخوام اعتراض کنم

اما ...

حرف دلمو به کی بگم ... میدونم خودت هستی.. میدونم منبع آرامشی

اما ...

هیچ وقت صداتو نمیشنوم...

هیچ وقت نمیتونم در آغوش بگیرمتو گریه کنم...

هیچ وقت دستاتو لمس نکردم...

خودت جوری قرارم دادی که از تنها بودن فاصله بگیرم و اجتماعی باشم

اما آخه خدا چرا تنهام؟؟

بارها از بنده های خوبت روایت خوندم که با دوستات جوری دوست باش که ممکنه روزی دشمنت بشن

پس کی ؟ پس کی باشه که باهاش بتونم حرف بزنم؟ هان؟

بالاخره تنها باشم یا نباشم؟

چرا همیشه تاوان تفکرای اشتباه مادر پدر رو بچه های اول میدن؟

اصلا چرا من بچه اولم؟

خدایا خستم...

خستم...از خودم... از تنهایی... از زندگی که... همه غمات تو وجود خودته

راحت بگم

این روزا قلبم...

بی کس و کار شده

گفتی مومن ظاهرش شاد باشه گفتم باشه...

اما خدایا ... قلب همین بندت هم دیگه ظرفیتش تکمیل میشه جای غصه نداره

همیشه آرزوی داشتن یه خواهر با تفاوت سنی کم داشتم...

نشد...

قبول

اما..

نمیشد یه دوست بهم میدادی که عین خواهر بود برام؟

سرنوشت منو تنهایی بهم گره خورده؟


چرا ؟ واقعا چرا؟


حرف آخرم :

خدایا ...

قبول کن لازم دارم لمست کنم نه اینکه فقط حست کنم

همین:)

ببخشید تند حرف زدم

دوست دارم...

:)

[ یکشنبه 8 اسفند 1395 ] [ 05:22 ب.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ نظرات () ]
...
نتیجه تصویری برای به قلبم افتخار میکنم


چه من بخوام چه نخوام

قاضی خودش حکم رو میده

می خوای دوستم باش می خوای دشمنم باش

دنیا همینه

شکستی میشکنت

تازه

ده برابر

صدبرابر

و حتی بیشتر میشکنت

وقتی شکستی بیا با همون چسبی که تیکه های قلبمو بهم چسبوندم

مال توروهم بچسبونم

:)

قلبیکه ...

 سنگ زدیش ...

 زیر پات لهش کردی ...

قلبیکه زخمی شد

تپشش به شماره افتاد

اما
دست از دوست داشتنت

برنداشت

:)





[ شنبه 7 اسفند 1395 ] [ 09:24 ب.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ نظرات () ]
بهله!!
چه قدر ساده خیلیا وسایلاشونو جمع میکنن از قلبت میرن

اون قدر ساده و راحت که یادشون میره درو ببندن

دروببند خانوم محترم سوز میاد و البته  همراهشم مزاحم

بعضیا دستشون به پشت سرشون نمیرسه:/

بعد قلب ما باید تاوان مزاحمارو بده

[ شنبه 7 اسفند 1395 ] [ 05:51 ب.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ نظرات () ]
روز عشق مبارک
سلام امروز روز عشق ایرانی

روز


نتیجه تصویری برای روز عشق ایرانی



والا تو مدرسه ما ولنتاین رو ... ( حرف زشتی بود بچه اینجا نشسته )حساب نمیکنن

براهمین منم تو وبم ... حسابش نکردم

میگم بهتره این پست رو نخونی

چون لطفی نداره جشنی داشته باشم وقتی هردوتا دوستم که میخواستم امروز رو جشن بگیرم نیستن

پس بهتره به جای خنده گریه کنم شکلک گریه نزاشتم ناراحت نشین

پست رو وقتی دوستام برگردن میزارم

فعلا

[ پنجشنبه 5 اسفند 1395 ] [ 08:49 ق.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ نظرات () ]
...
هعیییییییییی

مهتاب نیست

ولی...

ولیــــــــــــ...


بدجوری وجودشو حس میکنم

احساس میکنم هست اما نیست


مهتاب اگه گاهی سرمیزنی و حس من درسته

میکشمت

شوخی کردم


فقط وای به حالت دلیلت منطقی نباشه

البته منطق من نه منطق تو

من برخلاف درونم

ظاهر منطقی، جدی و خشکی دارم

این دفعه با ظاهرم طرفی

تا الان ظاهرمو فقط سعیده دیده فکر نکنم خوشایند باشه

خود دانی

پی نوشت : همش به خاطر مریم ساداته چون میفهممش چرا نیستی بی ادب بی....
بوووووووووووووووووووووووووووووق


بلـــــــــــــــــــــــه

خدانگهدار

[ دوشنبه 2 اسفند 1395 ] [ 11:34 ب.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ نظرات () ]
تبریک به من تبریک به تو تبریک به همههههههههههه
آخ راستی

پیروز استقلال رو با تاخیر تبریک میگم


اول به خودم دوم به کسایی که استقلالین:)

البته من فوتبال نگاه نمیکنم ولی نتایجشو پیگیری میکنم:))

پی نوشت : وقت اضافه ندارم بشینم فوتبال نگاه کنم -___-

[ سه شنبه 26 بهمن 1395 ] [ 02:33 ب.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ نظرات () ]
...
سلام

یکم کسالت داشتم نیومدم

واقعا معذرت میخوام

ولنتاینتون مبارک

و اینکه مهتاب ببخشین زنگ زدم ولی زنگ زدم بگم دیگه هیچ راه ارتباطی نیست به جز وبم

چون بقیش اصلا موقعیتش نیست...

حتی اس هم نده

همین

بهتر بشم میام

خداحافظ

[ سه شنبه 26 بهمن 1395 ] [ 02:28 ب.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ نظرات () ]
...
چند روز پیش با اون دوتا فرمانده دیگه بسیجم هماهنگ کردیم چفیه بندازیم

که یکم تو مدرسه مشخص تر باشیم این قدر سوالای بسیج رو نرن از دفتر بپرسن

بعد من چفیه مشکیمو انداختم یعنی مث یه نوار به پهنای یه وجب درست کردم انداختم دور گردنم کج گره زدم

به قول دوستام بسیجی مدرن بسته بودم

بعد سر زنگ علوم کلاسا جا به جا شد من دفتر کارم داشت دیر رسیدم

افتادم میز آخر

چشامم ضعیفه یعنی دوربینش ضعیفه یکی 0/5 یکی 0/75

ولی عینک نمیزنم خوشم نمیاد

بعد مجبور شدم عینک دوستمو بزنم

شده بودم عین این پسر بسیجیای خرخون

بعد بلند شدم سوال کنم تا بچه ها منو دیدن زدن زیر خنده حتی معلم

هیچی دیگه از اون موقع به خاطر اول فامیلم محمد صدام میکنن

هی زنگ تفریح میان بوسم میکنن عشقم عشقم میکنن

دخترای بی جنبه

[ پنجشنبه 21 بهمن 1395 ] [ 05:13 ب.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ نظرات () ]
برای نگار جونم
جواب نگار گلی

غذاهای مورد علاقه : خب بیشتر چیزایی که توش گوشت ( هر نوع گوشتی ) نداره دوست دارم ولی لازانیا با وجود گوشت چرخ کرده دوزدالم

حیوان های مورد علاقه : اسب ، خرگوش و...

شغل موردعلاقه : فضانورد ، خبرنگار ، معلم ، مربی مهد چون بچه هارو خیلی دوزدالم

ورزش مورد علاقه : بسکتبال

ساز های موسیقی مورد علاقت : پیانو :)

نوع کتاب مورد علاقت : همه چی  جز کتابای وحشتناک حتی کتابهای تفسیر اگه متنش روون باشه مث تفسیر نمونه که گه گاهیی میخونم :)

کشور های مورد علاقت : اول از همه که اصلا همه ی جان و عشق و تنم وطنم وطنم وطنم بعدش هلند

میوه های مورد علاقه : بهش فکر نکردم تا حالا بیش تر میوه هارو دوست دارم:)

درس های مورد علاقه : ریاضی ، فیزیک ، زمین شناسی ، جغرافی ، تاریخ ، طراحی و....

زبان مورد علاقه : کره ای رو مخصوصا نوشتنشو دوست دارم یاد بگیرم چون حس میکنم هر حرفشون یه رمز و رازی داره شکل نوشتنش البته هنوز مامانم میگه انگلیسی رو که تموم کردی بعد -__- 

رنگ موهام : خرمایی خیلی روشن

رنگ پوستم : سفید

رنگ چشم : مشکی

نوشیدنی مورد علاقه : ایییی چه سوالا میپرسی من این قدر به خوردنم اهمیت نمیدم =___= تا حالا دقت نکردم چی رو خیلی دوست دارم چی رو نه

سیاره مورد علاقه : به جز زمین زحل

نوع سنگ مورد علاقت : دقت نکردددددددددددم

نوع فلز مورد علاقت : جیوه

چپ پا یا راست پا : با اینکه در اصل راست دستما ولی پاهام جفتش به یه اندازه کار میکنه یعنی مثلا تو فوتسال فرقی نداره با کدوم شوت کنم

خصوصیت اخلاقی خوبم : نـــــــدارم

خصوصیت اخلاقی بدت : سعی میکنم مهربونی و احساساتمو تو دنیای واقعی مخفی کنم براهمینم همیشه همه فکر میکنن فقط منطقیم

گروه خونی: +A ( مثبتش نمیره بالا منظورم آ مثبته )

خواهر برادر : 2 تا خواهر گوگولی

اسم و سنشون : زینب 4 سالشه سعیده 1سال و 6 ماه

[ پنجشنبه 21 بهمن 1395 ] [ 10:34 ق.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ نظرات () ]
❤HAPPY ❤ BIRTHDAY
ســـــلــامــ

تولد داریم

اونم از نوع با تاخیرش

تاخیرشم از نوع زیادشه:/

تاریخ اصلی تولد 11/11

کلا تبریک درست و حسابی نیست

امیدوارم پذیرا باشی خانومه ...

خب این آشنای ما همچین یکم گمنام هستن

معروف به نام : اسی

خب آشنای گمنام :

نتیجه تصویری برای تولدت مبارک

نتیجه تصویری برای عکس نوشته تبریک تولد دوست


خیلی شعرش قشنگ حتما بخون احساساتی شدم وسط تولد

خب فشفشه هارو روشن کنیم
نتیجه تصویری برای فش فشه

برقاام که خاموشه

شبم که هست

افکارتونو جمع کنین زشته وسط تولدیم

میخواستم بگم شمعارو روشن کنیم

نتیجه تصویری برای کیک تولد در شب با شمع

خب آخرین شمعم روشن کردم

اسی جونم آرزو یادت نره

بعد شمعارو فوت کن

خب برقارو روشن کنیم

چون نوبت کادوست

نتیجه تصویری برای کادو تولد

به همراه :

نتیجه تصویری برای گل رز قرمز


خب بقیه مراسم رو با شکلات شیرینی

سرخودتونو گرم کنین

نتیجه تصویری برای شکلات تلخ برای تولد     نتیجه تصویری برای شیرینی برای تولد


 و اینگونه تولد به پایان می رسد

ببخشین که دیر شد آشنای گمنام

دوست دارم

فعلا

[ شنبه 16 بهمن 1395 ] [ 11:50 ق.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ نظرات () ]
کارنامه جناب روحانی
http://uupload.ir/files/4otz_rohani.png


کارنامـــــــــــــهـــــ ی

جناب روحانی هم توسط دبیران ( ملت با درایت ایران )

در این دوره از سال تحصیلی

با نمراتییییییی

به شدت بــــــــــد و افتضاح

صـــــــــادر شد

پی نوشت : به کارنامهـ خودم امیدوار شدم :/




[ سه شنبه 12 بهمن 1395 ] [ 09:38 ق.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ نظرات () ]
اردوی آموزشی
ســـــــــــــلام

رفتمـــــ اردور رو جاااااتوووووووون خیلی خالی

از این اردوهای آموزشی بود که....

چی بگم...

خلاصه کلام

میـکشــــــنـت

در این حد بهتون بگم رفتیم وسط یه عالم تپه بی آب و علف

با پوششی از برف

بخاری نفتی

پتوی سربازی

و...

بدون آب گرم کن ( خودتون وضعیت ظرف شستن و تصور کنین)


ولی خب با همه بلاهای باحالی که سرمون آوردن

من شیطنت های خود را کنار نگذاشته

و با چادر و زانوی شلوار پاره

به خانه باز گشتم

اونجوری نگاه نکنین

داشتیم با حسنیه و فاطمه چادر به کمر بسته

منم زیر انداز رو جلوم بسته بودم زشته قیافمو تصور نکنین
 
میدوییدیم که فاطمه یهویی به سمت ما مایل شد

بعد سرعت بالا گرفت

من افتادم، چون سراشیبی بود یه عالم رو زمین کشیده شدم

بعد حسنیه افتاد رو من، قل خورد داشت سر میخورد دست منو یهو گرفت

فاطمه ام که بی ادبه مقصر هیچیش نشد

ولیییییییییی آی خندیدیم آی خندیدیم من دست و زانوم یه لایه نازک از پوشتم یه جورایی برگشت کلا، خون میومد

بازم اونجوری نگاه نکن من کلا میافتم اصلا درد رو فراموش میکنم میشینم می خندم

 صورت حسنیه ام دو تا خش افتاد که خون نیومد خدارو شکر

اصلا مدل افتادنمون خیلیییییییییییییییی خنده دار بود

فکر کن با اون وضعیت غش غش میخندیدیم

همه هاج و واج نگاه میکردن

خاطره را به همراه عکس های خودم البته با حذف صورتم براتون میزارم

وقتی عکسا به دستم برسه

فعلا خداحافظ

[ شنبه 9 بهمن 1395 ] [ 05:59 ب.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ نظرات () ]
آخرین مطالب
صفحات وب

پشتیبانی