تبلیغات
عشق قیمت نداره
Happy birthday Melina
سلام

امروز تولد یه دوست

یه دوست که داره دوستاشو میزاره و میره...

ولی دوستاش هنوزم به وبش میرن...:)

امروز تولد :

نتیجه تصویری برای تصویر برای اسم ملینا

نتیجه تصویری برای جمله برا تبریک تولد دوست


نتیجه تصویری برای دوستم تولدت مبارکنتیجه تصویری برای دوستم تولدت مبارک


البته ... اینبار تولدت هم شروع شادیهاست هم اتمامش...:)

خب میریم سراغ فشفشه ها

یکم جو عوض شه
نتیجه تصویری برای فشفشه


دوستان همه فشفشه دارن؟؟

- بـــــــــــله

خب حالا نوبت کیک

همه شعر تفلدت رو بخونین

- تولد تولد تولدت مبارک مبارک مبارک...
نتیجه تصویری برای کیک صورتی و شکلاتی تولد

... تولدت مبارک بیا شمعارو فوت کن...

صبر کنین ببینم کی شمعارو ورداشته ؟

یه بنده خدا : جنبه شوخیم ندارینا

خب حالا بیار بعدا داریم برات

نتیجه تصویری برای شمع تولد

خب اینم آخریاش

ملینا آرزو کن

1و2و3

( ملینا شمعارو فوت کرد)

نتیجه تصویری برای برف شادی تولد


عه برف اومد

خب میریم سراغ کادوها

نتیجه تصویری برای کادو دخترانه تولد

تقدیم با عشق

خب ماچ بوس ماچ بوس


و...

نتیجه تصویری برای سبد گل رز برای هدیه

گل برای زیبارتر از گل

خب دوستان سرتونو با شیرینی

نتیجه تصویری برای شیرینی تولد

و شوتولات

نتیجه تصویری برای شکلات تولد


گرم کنین یکمم حرف بزنین به عنوان حرفای آخر...

و...


خداحافظ....:)

پ ن : درسته تولدای مجازی کادوهاشم مجازیه اما عشقش خالصه خالصه:)

بازم تولدت مبارک

[ جمعه 5 خرداد 1396 ] [ 09:37 ق.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ نظرات () ]
حرفای خیلی مهم
سلام به دوستای گلم

اول اینکه در جواب مامانی باید بگم مریم سادات اینکه آقای رئیسی اگه با تتلو عکس انداخت

دلیل بر بردن آبروی سید ها نمیشه!! با نامحرم که عکس ننداخته با دشمنش که عکس ننداخته

با یک ایرانی و از جنس خودش عکس انداخته که از لحاظ اعتقادی با اون فرق داره

حساسیتتو کم کن و منطقی باش

ببین اگه من اکثر دوستام مانتویین، یا بعضی هاشون دوست پسر دارن دلیل بر این نیس که من آبروی هرچی چادریه بردم

اگه اینطوری بود که الان دوستی تو و مهتاب یا منو پروشا یا ناهیدو... که اینا فعلا مجازین دوستای واقعیم خیلیا اینجورین

الان منو تو رسما آبروی هرچی چادری بردیم توکه وضعت خراب ترم هست ساداتی مثلا!!

پس اصلا استدلالت منطقی نیست البته اینو فقط از تو نشنیدم از خیلیای دیگه شنیدم

دوم اینکه رای سفید انداختین اصلا کار خوبی نکردین ( راستی برگتونو خط خطی کردین به نفع خودشون ننویسن؟)

چون از لحاظ شرعی 1 شرکت نکردن 2 رای ندادن اشکال داره یادم رفته توضیحاتشو الانم موس خرابه نمیدونم چشه به زور باهاش کار میکنم فرصت ندارم برم دنبال متنش بگردم

سوم ای کسانی که به روحانی رای دادید که دلیل خیلیا هم آزادی و دلیل دیگران این بود که وقتی رئیسی بیاد جنگ میشه با آمریکا

اولا هه روحانی مردا رو نشونده تو خونه از بیکاری زن هارو میاره بیرون؟ زهی خیال باطل

و اما درباره جنگ آمریکا از وقتی روحانی اومده واسه ما شیر شده حالا آیدی تلگرام اگه دارین خصوصی بفرستین سخنرانی استاد پناهیان رو براتون میفرستم کامل جوابتون رو میگیرین

راستی یه مدتم شایعه شده بود که به سرطانی ها رحم کنید روحانی بره داروهای سرطانی گرون میشه خدمتتون عرض کنم که

منتظر گران شدن باشید چون دولت به بهداشت هزینه هارو پرداخت نکرده و بهداشت بدهکار شده پس خوش باشین به حسن جونتون:/

و... که واسه هرکدومش جوابی هست که قانع شین اگر منطقی باشین

و اینکه تمام کسانی که طرفدار رهبرین تمام کسانی که فریاد لبیک یا خامنه ای سرمیدین و تمام کسانی که ادعا میکنید منتظر ظهور منجی عالمید

اگر سخنان رهبر نائب امام زمان رو گوش میدادید متوجه میشدید که نباید به روحانی رای بدین البته همینکه سخن رهبر رو میشنیدید که گفتن

به کسی رای ندهید که چشمش به بیرون از مرزهای این کشوره قشنــــــــگ متوجه میشدید که هرکی اصلح باشه روحانی اصلح نیس!!

اینم حمایت خیلی از کسانی  که خیلیامون قبولشون داریم

http://uupload.ir/files/rekh_photo_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B7-%DB%B0%DB%B5-%DB%B1%DB%B7_%DB%B1%DB%B0-%DB%B3%DB%B2-%DB%B1%DB%B4.jpg


و اما الان حرفم با بسیجی هاست با کسانی که بیدارند و به خواب عمیق فرو نرفتند با کسایی که انقلابی هستند

با کسایی که منتظر ظهور منجی اند

دوستان و خواهرای گلم نبینم ناراحت باشین یا نا امید!! که این در مرام ما نیست کار ما تازه شروع شده

پشتکار داشته باشین و تلاشتون رو مضاعف کنین خیلی از ما چهارسال دیگه میتونیم رای بدیم

و این خودش حس خوبیه در ضمن جمله حضرت آقا که فرمودند تا 25 سال آینده اثری از اسرائیل باقی نخواهد ماند رو فراموش نکنین این ما نوجوونا و جووناییم که

جامه عمل به این جمله می بخشیم

در نهایت این جمله از شهید محمد جهان آرا رو به یاد بیارین
http://uupload.ir/files/9qaz_photo_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B7-%DB%B0%DB%B5-%DB%B2%DB%B0_%DB%B1%DB%B0-%DB%B1%DB%B8-%DB%B4%DB%B7.jpg

حق نگهدارتون

یا علی

[ دوشنبه 1 خرداد 1396 ] [ 11:16 ق.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ نظرات () ]
انتخابات

[ سه شنبه 26 اردیبهشت 1396 ] [ 06:57 ب.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ نظرات () ]
:/
نتیجه تصویری برای شهریوری یعنی سنگ صبور همه

*ــ* فقط شهریور و عشقه *ــ* 1

[ دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 ] [ 02:05 ب.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ نظرات () ]
ღ♥مـشــــهــد♥ღ
http://uupload.ir/files/475l_photo_2017-07-04_22-41-02.jpg


نظرات رو بعدا جواب میدم دلم برا همه تو تنگ شده

مائــــده، النـــــا ، مریــــم سادات، آرزـو ،

 نگـــــار...، مهــــتاب، بارانــــا، نرگــــــس، عــــاری،

پرستــــو،یونــــا، ملینـــــا ، زهــــرا ( مدیر وب حس خاص )

 و... که فکر کنم همه رو گفتم تقریبا

سعیـــده و دنـــــیا و پروشـــ
ـــا، که باهم در ارتباط بودیم

دلم برا تک تک تون تنگ شده




[ یکشنبه 24 اردیبهشت 1396 ] [ 02:46 ب.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ نظرات () ]
برای آجی
النا... خواصیت دنیای الان اینه از وقتی یه بختک مث آمریکا و انگلیس افتاد به جون این مملکت همه چی گند شد


سر هر بدبختی رو بگیری تهش میرسه به این بی همه چیزا...

از مشکلات احساسی بگییییییییییر تا اقتصادی و فرهنگی هزارجور ک.و.ف.ت و ز.ه.ر.م.ا.ر دیگه

توام این قدر ناراحت و دلگیر نباش از دست من

 کسیم منو نشکسته

حالا اخماتو باز کنه

یکم بخند

خواهری خنده تو بببینه

+ دروغ نگفتم:( دلت میاد به خواهریت بگی دروغگو


ته این فضای مجازیم میرسه به همونا دیگه یکم متراژ دیدتو ببر بالاتر دیگه فکر نمیکنی من دروغ گوام

الانم حالم خیلی خوبه چون مراسمای نیمه شعبان هیئتمون شروع شده حسابی سرمون شلوغه

تازه امروزم حسنیه میاد

دلم براش یه ذره شده از اواخر اسفند ندیدمش:(

خب همین دیگه فعلا آجی راستی نخندیدیا دفته باشم:(

[ یکشنبه 17 اردیبهشت 1396 ] [ 03:17 ب.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ نظرات () ]
تولد مامانی
سلام مامانی ( مریم سادات )

موقعیت گرفتن تفلد مفصل ندارم :(

متاسفانه ....

فقط اومدم بگم تفدلت مبالک

تا حداقل بدونی هیچ وقت تاریخ تولد یکی از بهترین دوستامو فراموش نمیکنم:)

دوست دالم

جوجو شوتوفه

[ شنبه 16 اردیبهشت 1396 ] [ 02:58 ب.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ نظرات () ]
اعتکاف
سلاممممممممم میدونین که رفته بودم اعتکاف

اونم حرم

امام رضا طلبید به سلامتی

اومدم به طور بسیاااااااااااااااااااار خلاصه تعریف کنم

هیچی شب اول که رفتیم تو اتوبوس کناریم یه خانوم اصفهانی بود

 که ثبت نام اینترنتی کرده بود اسمش تو قرعه کشی در اومده بود و صبح رسیده بود مشهد

باورم نمیشد برا اعتکاف از اصفهان پاشن بیان مشهد

خلاصه اونجا بود ک فهمیدم یه این چنین آدماییم هستن

موقع پیاده شدن دختر جلویی گفت تنهایی ؟

گفتم آره

 - میایم دوست بشیم؟

 - چرا که نه

و از آنجا همسفر دو نفر شدم  و با همون دختر همسن و سال تنها دنبال تنهاها میگشتیم که بالاخره یه جا پیدا کردیم

 دوتا نوجوون و یه کودک و دوتا جوان و دو خانوم نسبتا میان سال بودن بهترین جای ممکن از لحاظ شرایط سنی مستقر شدیم*-*

پتوی منو انداختیم زیرمون و لباسامونو عوض کردیم و مشغول صحبت گشتیم

ساعتای 1:30 دقیقه سحری رو دادن چلو گوشت بود*-* خوردم یکم بعد اعمال باز یکم خوردم

اون قدر دوتا خانوم سرم غر زدن چرا کم خوردی و غیره


  یه آقایی پشت میکروفون احکام اعتکاف رو گفت


بعدشم اذان و نماز و یکم خواب


نماز صبح خوندیم صبح رفتم از خانوم مسئول پاسخ سوالات شرعی پرسیدم میشه قسمتی که سرپوشیده نیست بود

مسجد حساب میشه ؟ گفت آره منم از خدا خواسته

واسه اعمال رفتم اونجا ساعتای 9 بود که حلقه معرفت گذاشتن با موضوع اعتقادی اونجا گوش کردم ساعت 11:30 رفتم داخل پیش بچه ها

کلی گفتن کجا بودی و همش غیب نشو*-*

بعدش آماده شدیم واسه نماز ظهر رو دور یواش البته کم کم آماده شدیم

بعدش فهمیدم یه جا هست یه پک هایی میدن بسی خوشگل رفتم گرفتم که عکس جبعش :


wwen_tttt.png


و داخل پک این چیزا بود :


http://uupload.ir/files/eixp_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C.png

خیلی دنبال کتاب سلام بر ابراهیم بودم ذوق زدم وقتی دیدمش


به اضافه این جا نماز که گلش رو موقع خروج بهمون دادن


http://uupload.ir/files/ut40_picture3.png

بسیار خلاصه و MP3 میگم توی یکی از حلقه های معرفت که بحث سیاسی بود به علت شرکت در بحث اطلاعات عمومی بالا جایزه گرفتم


این جعبش :

http://uupload.ir/files/a46z_photo_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B7-%DB%B0%DB%B4-%DB%B1%DB%B4_%DB%B1%DB%B5-%DB%B2%DB%B2-%DB%B3%DB%B2.jpg

اینم اجزای داخل جعبش :



n46i_اصلی2.png
اونجا یه دوست دیگه ام پیدا کردم اسمش سعیده بود سوم دبیرستان اگه نمونه قبول شم توی یک مدرسه میافتم باهاش به مدت یک سال *-*


معلم ادبیاتمم اونجا دیدم


حالا حال و هوا و برنامه هاش :


اول دعای توسل خیلی باحال بود توی فضای باز  بودیم اکثرا

 بین خانوما و آقایون پرده بود اما صداشون میومد همه از اول تا اخر دعا بلند میخوندیم همراه مداح

یک فضای معنوی وصف نشدنی بود دعای ام داوودم همینطور*-* که باز ویژه تر چون روز آخر بود و وداع هم محسوب میشد:(


شب دوم رو خوب بود تا صبح بیدار باشی توی برنامه های حرمم جوشن کبیر نبود

 خلاصه بایه جوون نشسته بودیم اعمال انجام میدادیم گفتم امشب خوبه دعای جوشن بخونیم من پارسال یادمه میخوندیم

گفت آره گفتم تو برنامه های حرم نیس میای بریم دنبال نوجوونا قرار بزاریم جمع شیم خودمون بخونیم گفت باشه

رفتیم ساعت برنامه های حرمو نگاه کردیم ساعت 23:30 تا 1:00 برنامه ای نبود

رفتیم دنبال همه تو مسجد هرچی جوون و نوجوون بود پیدا کردیم گفتیم این ساعت قسمت فضای باز جای دیوار جمع شن گفتن باشه

که شب ساعت 23:00 بارون گرفت هیچی تا فرشارو جمع کردیم ( داخل پرانتز به جای همتونم یه نماز حاجت خوندم زیر بارون )


 شد 23:20 هیچی افتادم دوباره دنبال نوجوونا گفتم داخل اونجایی که سرپوشیدست جمع شیم بخونیم

تعداد کمتر شد اما بازم 15 نفر بودیم

یه خانوم خوش صداام پیدا شد برامون خوند خودمونم هرکدوم چند بند خوندیم هیچی به آرزوم رسیدم دورهم یه جوشن بخونیم


دیگه همین قدر فعلا بس وقت نیس=___=


خیلی دعاتون کردم تو همه دعاهای دستم تو نافله شب همه جا به یادتون بودم و دعاتون کردم


دوستون دارم

فعلا




[ شنبه 26 فروردین 1396 ] [ 08:44 ب.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ نظرات () ]
نگار ....
اومدم بگم نگار... خیلی بدی... باور کن اگه حذف کردن وبلاگت دلیلش منطقی نباشه... به اندازه همون دوستای خودت نامردی...

چرا با قلب من این کارو میکنی هان؟

دلت اومد عاخه؟

اول فکر کردم یه مدت نیستی... بعد دیدم ای دل غافل وبش قبلا بسته بود خانوم فرصت کرده بیاد حذف کنه اما نه سلامی نه علیکی...

........

[ دوشنبه 21 فروردین 1396 ] [ 02:44 ب.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ نظرات () ]
یه روز مهم!
سهلااااااااام

امروز یع روز مهمه خیلیییییییییییییی مهم به چندتا مناسبتکه مهم ترینش برای من :

نتیجه تصویری برای روز فناوری هسته ای


این مناسبت و ما مدیون خیلی کسا هستیم خیلییییییییییی افراد که به خاطره....

افتخار این مرزو بوم جونشونو از دست دادن

برای اینکه یه عده حسود بودنو نتونستن پیشرفتامونو ببینن

این افراد :

نتیجه تصویری برای عکس شهدای هسته ای


رفتن... شهید شدن...

یه جمله...:

 یادمون نره آینده این مملکت دست ماست


( چه علمی چه فرهنگی چه... تو هرکدومش ایرانی بودنو یادمون نره)


نتیجه تصویری برای تصویر با کیفیت من مصطفی ایی دیگرم

این پست رو با سخن رهبر تمام میکنم ...

انرژی هسته ای برای همه

سلاح هسته ای برای هیچ کس

پایان

[ یکشنبه 20 فروردین 1396 ] [ 09:03 ب.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ نظرات () ]
خاطره مدرسه روز زلزله
پست زلزله که گفتم خاطرش

زنگ اول دینی داشتیم که هیچی

زنگ دوم ادبیات امتحان داشتیم پای تخته باید دو بیت شعر مینوشتیم پریسا نوشت

میازار موری که دانه کش است           که جان دارد و جان شیرین خوش است

بعد گفت بچه ها ادامش من گفتم

میازار دانش آموزی که کتاب کش است          که امتحان دارد و سر خوش است

البته بعدش پاک کردیم چون میکشتمون

اتحان ادبیات و دادیم زنگ ریاضیم معلم درس داد

صبح ساعت 10:30 زنگ خورد منم مث همیشه میز هول دادم جلو یه کش و قوس به بدنم دادمو بدو بیرون کلاس راحله رو دیدم داشت میرفت پایین

بدو دویدم دنبالش اونم بدو بدو رفت پایین فرار کرد به قول معروف

منم سرعت کم کردم بهش رسیدم از کنارش رد شدم گفتم

چه قدر آشنا میزنی اسمت راحله نبود

راحله : ها؟

من : چرا فرار کردی بی معرفت مگه میخوام بخورمت؟

راحله : نه فک کردم کار داری جانه تو میخوام برم دسشویی عجله دارم

من : خسته نباشی بدو بدو دختر تا کار دستمون ندادی من جلو آینه تو سالن منتظرتم

راحله : باشه


جلو آینه درحال درست کردن مقنعه بودم که...

یکی زد پشتم : شتری؟

فاطمه بود دوست صمیمی نه اون یکی دیگه

من : اگه بعضیا اشتر بازی در نیارن خوبم

زینب : بی ادب شدی

من :

هیچی فاطمه لم داد به آینه و منو زینب رو بروش مشغول صحبت شدیم که فاطمه یهو از آینه جدا شد گفت

بچه ها زلزله داره میلرزه

من : صبر کن عه عه آره

فاطمه : سکوت کرده و د بدو تو حیاط

زینبم رفت من داشتم میرفتم بالا گفت کجا

گفتم : مبینا و نرگس بالان الان میام

هیچی رفتم دنبال اونا اوناام در حال دویدن رسیدیم حیاط اومدم مطمئن شم هممون هستیم

دیدم راحله نیست

من : خاک بر سرم راحله دسشوییه اومدیم بریم سمت دسشویی که راحله با رنگی پریده داشت میومد

من : خوبی چی شد؟


راحله : عاقا خیلی بد بووود شلنگ تاب میخورد منم هی این ور اون ور میشدم

ما :

راحله :

دور هم جمع شدیم معلم دفاعیمون اومد :

دیدین دیروز هی گفتین مشهد هر 10 سال یه بار زلزله میاد چرا آمادگی زلزله بخونیم

ما : غلط کردیم

هیچی کلی با معلم دفاعیمون گفتیم و خندیدم که گفتن صف ببندین


صف بستیم و منتظر بودیم همینجورم میگفتیم

من : الان زیر آوار بودیم خانوم وحیدی به جای غذا کتاب کمک رسانی میکرد:/

بچه ها :


مبینا : اقبالیم هی میگفت تست بزنین دخترای گلممممممممم :/

ما :

ناظممون شرع به صحبت کرد

تا گفت به احتمال پس لرزه تا آخر ساعت تو حیاطیم بچه های 902


دست جیغ هووووووووووووووووورا


فقط مونده بود برقصیم اون وسط


امتحان مطالعات 21 درسی کنسل شدددددددددددد

قیافه معلم مطالعاتمون :

به گوشه دیوار تکیه داده بود دستش زیر چونش حسرت میخورد

مبینا : بمیرم براش نیگا بچم سوال طرح کرد بود

من و نرگس : آخییییییییییی

بعدش یه مدرسه بود و دوتا گوشی بیسیم همه صف زنگ به خونواده خط هاام مشکل پیدا کرده بود

 هیچی مث جنگ زده ها وبخت برگشته ها بود قیافه هامون

تصمیم به روحیه دادن گرفتیم

خلاصه تو حیاط بودیم و 18500 از بوفه چیز میز خردیدیم

ریختیم وسط دایره هشت نفریمون آی بخور کی نخور

فشار زلزله بالا بود گشنه بودیم

بالاخره با پارتی بسیج با گوشی ناظم زنگ زدیم خونه و خیالمون راحت شد

بعدش سه تا فرمانده بسیج رفتیم ساختمونو خالی کردیم ( کیفای بچه هارو آوردیم تو حیاط )

 چون احتمال پس لرزه بود نمیزاشتن بچه ها خودشون بیان داخل


ما باید از جان گذشتگی میکردیم

بماند چه گذشت بین منو نرگس چه دعواها که نکردیم آخرسر مدیریتشو خانوم حسین زاده داد به من دلم خنک شد

واینگونه بود خاطره ی مدرسه بعدشو بعدا میگم







[ جمعه 18 فروردین 1396 ] [ 09:42 ب.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ نظرات () ]
زیلزیله
سلام


امروز تو مدرسه زلزله اومد*-*

نیم دقیقه حدودا

شدید نبودش فقط شیشه ها میلرزید

و یکم زمین تکون خورد

میگن مرکزش مال فریمان بوده یکمش به مشهد رسیده*-*

خیلی حال داد امتحان کل کتاب مطالعات کنسل شد

کلا روز خوبی بود فقط من تا زنگ زدم خونه حال خانواده رو پرسیدم سکته زدم فشارم افتاده بود*-*

خاطره و اطلاعات رو بعدا میگم

فعلا

[ چهارشنبه 16 فروردین 1396 ] [ 01:26 ب.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ نظرات () ]
...
نتیجه تصویری برای سرد شدی

[ سه شنبه 15 فروردین 1396 ] [ 11:24 ب.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ نظرات () ]
مطلب رمز دار : ...
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.

[ دوشنبه 14 فروردین 1396 ] [ 11:27 ق.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ نظرات () ]
شب آرزوها...
امشب...

نتیجه تصویری برای شب آرزوها

نتیجه تصویری برای شب آرزوها

اولین شب جمعه ماه رجب...

نتیجه تصویری برای شب آرزوها


بدجوری به دعاتون محتاجم...

چه درسی چه غیر درسی

درسی دعاکنین نمونه و تیزهوشان ریاضی قبول شم

چه جسمی چه روحی...

راستی...

دعابرای....

نتیجه تصویری برای شب آرزوها


یادتون نره...

و اینکه آرزوی برگشت دوستامون...

که نیستن...

که رفتن و مارو با دلمون تنها گذاشتن...

آرزو برای قلبایی که شکستن...

آرزو برای صلح تمام دنیا...

آرزو برای سلامتی رهبر ...

و....
اعمال امشب...

1tma_photo_2017-06-29_10-42-19.jpg

اگه تونستم برم حرم یادتون میکنم...:)

[ پنجشنبه 10 فروردین 1396 ] [ 09:56 ق.ظ ] [ ❤✿❤ زهــرا ❤✿❤ ] [ آرزویم را آرزوکن... () ]
آخرین مطالب
صفحات وب

پشتیبانی