تبلیغات
عشق قیمت نداره



Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:شنبه 14 مرداد 1396-04:12 ب.ظ

نویسنده :❤✿❤ زهــرا ❤✿❤

برا یه نفر

سلام

اون یه نفر که برات وب زدم میدونم غلط کردم خودمم عین....پشیمونم


راستش من یه مدت مرتب اون وب میرفتم رمزش یادم بود اما الان یه مدته حافظم قفل کرده و هیچی یادم نیس

یه مدته دارم در به در دنبال یکی میگردم که هکش کنه اما هیچکس نیس وقتی نمیخوای دورت پر هکره وقتی میخوای همه جا میزنن:////


هرجور دوست داری فکر کن در مورد من مهم نیس برای من فقط حس خودم مهمه که دوست دارم و اصلا قصد عذاب دادنت و نداشتم

+ هنوزم دنباله هکرم :(((( دوستان کسی هس اعلام کنه


نظرات() 

تاریخ:دوشنبه 19 تیر 1396-08:28 ق.ظ

نویسنده :❤✿❤ زهــرا ❤✿❤

تولد

امروز تولد یه نفره که باهم یه زمانی دوست بودیم

این پست رو به حرمت روزای دوست بودنمون میزارم

امروز 19 تیرماه تولد :

http://s5.picofile.com/file/8112634584/Cute_Blue_Angel_PNG_Picture.png

نتیجه تصویری برای تولدت مبارک


روزهای خوب و شادی رو برات آرزو میکنم


نظرات() 

تاریخ:یکشنبه 11 تیر 1396-02:04 ب.ظ

نویسنده :❤✿❤ زهــرا ❤✿❤

....

....


نظرات() 

تاریخ:شنبه 10 تیر 1396-09:32 ق.ظ

نویسنده :❤✿❤ زهــرا ❤✿❤

خوشبختی یعنی...

خوشبختی یعنی داشتن یه دوست که اعتقاداتش مث خودت باشه

نگرانیاش ... دلواپسیاش... دوراندیش بودناش.... مث خودت باشه

خوشبختی یعنی باهم برین سرمزار شهدای گمنام گل رز بزارین... باهم برین حرم....

باهم حرف بزنین درمورد اتفاقات روز...باهم حرص بخورین از دست بعضی مردم....

باهم افتخار کنین به ایرانی بودنت... به دانشمندا ... به شهیدا ... به جوونا و نوجواانای کشورت...

خوشبختی یعنی یکی که عشقت به خدا و رهبر و شهدارو درک کنه❤

خوشبختی یعنی یکی که اعتقاداتت براش مهم باشه... براش مهم باشه که خوب باشی و خوب زندگی کنی تا اون دنیاام خوشبختی تو ببینه...

خوشبختی یعنی یه لقمه غذاام بدون همدیگه سخت از گلوت پایین بره مث الان که نمیتونیم پیش هم باشیم...

خوشبختی یعنی داشتن یه دوست مث فاطمه سادات


*********************************

خوشبختی یعنی دوستت چشاش قهوه ای نسبتا تیره باشه ....

وقتی آینه نداشتی .... قاب چشماشو بهت قرض بده که خودت رو توش ببینی

خوشبختی یعنی باهم از مدرسه تا خونه با اتوبوس برین و یه مسیری رو پیاده گل بگین و گل بشنوین....

خوشبختی یعنی دوستت کادو تولد بهت چفیه ای بده که رفته تا کربلا و برگشته چفیه ای که متبرک به شهید مدافع حرمه....

خوشبختی یعنی خونه هاتون نزدیک هم باشه یکسره همدیگرو ببینین

خوشبختی یعنی داشتن زینب


*******************************


خوشبختی یعنی دوستی که اگه عالم و آدم ازت بد گفتن ....

باورنکنه و فقط بیاد از خودت بپرسه چرا اینا رو میگن؟

خوشبختی یعنی داشتن دوستی که اگه پشت سرت بد گفتن ساکت نشینه و ازت دفاع کنه....

داشتن کسی که سعی کنه درکت کنه ....

مطمئن باشی که واقعن دوست داره....

بدونی که هیچ وقت از یادش نمیری....

خوش بختی یعنی دوستت مثل ماه(مهسا)  باشه


****************************

خوشبختی یعنی کسی که با اینکه دوستت نبود تو مشکلت به دادت رسید ....

خوشبختی یعنی مطمئن باشی دوستِ دوستت آدم با معرفتیه و میتونی با خیالت راحت دوستت رو بدی دستش

خوشبختی یعنی با دوستِ دوستت هم حال کنی

خوشبختی یعنی داشتن یه دوست ِ دوست مث مریم

****************************

ته خوشبختی یعنی داشتن یه همزاد واقعی....

یکی که مطمئنی وقتی داری گریه میکنی اونم بدونه اینکه بدونه حالت بده یهو دلش بگیره...

یکی که دلاتون بهم زنجیر شده باشه....

یکی که همیشه همون واکنشی رو بده که دوس داری

همونجوری نگات کنه.... که نگاش کنی....

یکی که مهربونیتو .... حالتو.... غمتو....شادی تو.... بفهمه

یکی که همیشه تو شیطونی پایه باشه

تو مسخره بازی کم نیاره

یکی که مث خودت دیووووووووووونه باشه

یکی که وقتی همو بینین نیشتون تا بنا گوشتون باز بشه

خوشبختی یعنی دوستت متولد ماه خودت باشه اما باهم دیگه بسازین هی تو سرکله هم نزنین دعوا کنین


خوشبختی یعنی داشتن عادتای مشترک .... لحنای مشتک... حرفای مشترک....و.....

خوشبختی یعنی داشتن یه همزاد مث مبینــــــا


****************************************


http://uupload.ir/files/5gic_tietu1497507535584.jpg


دیروز تو آزمون دوستامو دیدم دلم بد جور گرفته.... این پست رو گذاشتم آروم بشم




نظرات() 

تاریخ:یکشنبه 28 خرداد 1396-11:27 ق.ظ

نویسنده :❤✿❤ زهــرا ❤✿❤

شب قدر ... گریه ی آسمون...از درد یتیمی...

سلام طاعاتتون قبول حق

خوبین؟

تو این سه شب قدر که من نتونستم برم مراسم چون هیئتمون یه قسمتی رو داره برای کودکان 4 تا 7 سال

که مادراشون بتونن از مراسم بهره کافی رو ببرن

من اونجا با دو سه نفر دیگه مسول نگهداری و باز ی و... با بچه ها بودیم...

اما دیشب دیگه دلم طاقت نمیاورد موقعی که هنوز خلوت بود ... از مامانم اجازه گرفتم نیم ساعت برم خودم

تند تند دعای جوشن کبیر رو بخونم و بیام... و این کارو کردم... حداقل اونجا یکم گریه کردم  و آروم شدم هرچند خودم میخوندم برا خودما

ولی دعای جوشن کبیر حال و هوایی داره که بدون روضه و صدای خوش گریت میگیره...

بعدش باز رفتم داخل با بچه ها بودیم و ... باز اجازه گرفتم از مامانم رفتم تو اتاق برق رو خاموش کردم تو یه ربع برا خودم قرآن به سر

کردم و براهمتون و خودم دعا کردم

تو اون دو شب قبل چشم و امیدم به شماها بود که برام دعا کنین دعا کردین که؟*-*

آخرای شب حدود ساعتای 1:50 که تو حیاط بودیم و چهار پنج نفر از بچه ها هنوز مادراشون نیومده بودن... بارون گرفت

تو هیئت قرآن به سر بود ( آخراش بود ) و... اون چیزی که نابودم کرد...

این بود که یه بارون خوشگلی میومد خوش به حال اونایی که حرم بودن هیئت بودن ...

همچنان همون پنج نفر بودن که صدای مداحی از هیئت بلند شد

مداحی نریمانی بود : هواییتم....

تا مداحه گفت هواییتم دل منم هوایی شد به خانم احمدی گفتم به مامانم بگه من رفتم هیئت...

چون میدونی جدا از مداحی و فضاش سینه زنی مردا خیلی قشنگه... چون تو هیئتمون یه جوریه دستای مردا دیده میشه نورشم قرمزه موقع مداحی اصلا ....

اون می خوند عاشق این مداحیم متنش خیلی قشنگه

اولش ریتمش آرومه :

هواییتم...
یه عمره دنبال پست گداییتم...
اگه قبول کنی منم فداییتم...
فداییتم ... فداییتم...
دوست دارم...
اگر چه عمریه برا تو سربارم...
با یه نیگاه تو ردیف میشه کارم...
دوست دارم...دوست دارم...

بعد کم کم سرعت میره بالا...

میافتم پای پرچمت...
با قلبی مست و بی قرار...
اربعین امسال برام یک کربلا کنار بزار...
زیر بارون میخونم حسین...
مثل مجنون میخونم حسین...
از دل از جون میخونم حسین...

اینجا هم حسین هم وای رو میکشه :

حسین وای...حسین وای

تو سالاری...
همیشه هوای نوکراتو داری...
برای سینه زنها کم نمیذاری...
تو سالاری ... تو سالاری...

عاشششششششششششششق این تیکشم :

یه قانونه...
که اسم تو دل عرش رو میلرزونه...
منو عشق تو به خدا میرسونه ....
یه قانونه یه قانونه....

اینجاش که دیگه دیوونه میکنه آدمو فقط عین ابر بهار اشک میریزی :

من هرجایی که گم بشم ...

تو کربلا پیدا میشم...

دریا میشم تا وصله به... اشکه سینه زنها بشم

دارم عشق شبهای حرم...


( اینجاشو یادم رفت)

چه بارونی میاد از تو چشا روضه که میخونی
حسنیه میشه موج پریشونی...
چه بارونی ... چه بارونی...

این تیکش که همه مردا صدای گریشون رفت بالا :

چه احساسی...
همینکه پای روضه های عباسی...
همینکه تو به روی زینب حساسی...
چه احساسی... چه احساسی...

اینجارو مرد و زن میخوندیم با مداح :

میپیچه عطر بوی یاس...

توی هوای علقمه...

شب جمعه وقتی میاد...

ام البنین و فاطمه...

تو دل دارم عشق کربلا هرشب مستم با سینه زنا دیوونتم ای خون خدا

حسین وااای حسین واااای حسین واااای حسین وااای


بچه ها اون بارون دیشب رو خیلی خاص کرد اون بارون مداحی شب قدر....

خدایا ظهور امام زمانم برسون تا ما زنده ایم...

الهی آمین...


نظرات() 

تاریخ:پنجشنبه 25 خرداد 1396-05:05 ب.ظ

نویسنده :❤✿❤ زهــرا ❤✿❤

:((

دوستی که الان باهم حرفیدیم خودتو خصوصی معرفی کردی



وبت کووووووووووو؟؟؟؟ نوشته حذف شده که


نظرات() 

تاریخ:چهارشنبه 24 خرداد 1396-01:13 ب.ظ

نویسنده :❤✿❤ زهــرا ❤✿❤

این پست موقتیسیت به آبروی وب نمیاد

اهم اهم اهم بله

همگی خوب هستن؟



نظرات() 

تاریخ:چهارشنبه 24 خرداد 1396-11:49 ق.ظ

نویسنده :❤✿❤ زهــرا ❤✿❤

...

نتیجه تصویری برای بیچاره دلم


...() 

تاریخ:سه شنبه 23 خرداد 1396-05:39 ب.ظ

نویسنده :❤✿❤ زهــرا ❤✿❤

خداحافظی

سلام

دیروز روز آخر مدرسه ها بود...


واسه ما نهمیا که ته زجر و ناراحتی بود... و هست و خواهد بود...


راستش ابتدایی یه دوست داشتم منبع آرامشم بود چون من به شدت استرسیم تا حدی که خون دماغ میکنم

کلاس ششم بعد از خداحافظی آخر من ارامشمو تو اون مدرسه جا گذاشتم و دیگه هیچ وقت آروم نشدم...

این دفعه فکر کنم خده هامو با مبینا جا بزارم خنده های از ته دلمو...

جشن فارغ التحصیلی... روز آخر... هممون میخندیدیما ولی بعضی وقتا برا یه دیقه هرکی میرفت تو لاک خودش

اصلا .... هی همه دوستام موقع خداحافظی به منو مبینا میگفتن گریه کنی هیچی دیگه تا لحظه آخر گریه نکردیم اما...

وقتی از مبینا خواستم خداحافظی کنم :

من : خب همزاد گرامی...

مبینا : وای زهرا زهرا...

من : ( بغلش کردم محکم فشارش دادم)

مبینا : زهرا خفه شدم کشتیم

من : هنوز نفهمیدی نباید منو اینجوری صدا کنی

و گریه و گریه و گریه


با زینب اومدیم خونه تو راه متوجه شدم پوشمو جا گذاشتم نیست تو ساکم:/

تا دم خونه زینب رو همراهی کردم بعدش باز همه راهو برگشتم

وقتی رسیدم فقط مبینا تو مدرسه بود از بچه ها

گفتم حالا بریم تو کلاس ام عکس بگیریم و گرفتیم و دوباره وقت خداحافظی...

تو خیابون تا یه جایی مسیرمون یکی بود... بعدجایی که از هم جدا میشدیم

وایسادیم ماشینا رد شن بعد کسی نبود خداحافظی آخر رو بکنیم

خیابون خلوت شد

فقط ما بودیم *-*

همدیگرو بغل کردیم چشم جفتمونم بسته بود نگو زمان طولانی شده ماشین اومده بود

از بخت خوشمونم ماشین پر بود از پسرای 18 تا 20 خورده ای سال

جوری نگاهمون کردن که فقط سرمونو انداختیم پایین

داخل پرانتز ( من چون قدم از مبینا بلند تره خیلی صحنه ضایع بود:/)

حالا یکم از عکسا که :

http://uupload.ir/files/8449_img_20170612_211945.jpg

اونیکه دوتا دستش بالاست و مثلا داره سعی میکنه روحانی رو بخندونه منم

کناریمم مبینا

ما با این پوستر خاطره ها داشتیم هر روز صبح وقتی صف ها از راه پله سمت راست پوستر

میرفتن بالا ما وایمیستادیم همینجور اخبار میگفتیم حرف های ناپسندی نثار این بنده ناخدا میکردیم

تا همه صفا میرفت و ناظممون بزور میفرستاد ما هفت تارو سرکلاس

( این عکسه موقت هست دوستان ببینن برمیدارم)

http://uupload.ir/files/vb3v_img_20170612_211939.jpg

این خیلی اوجل شد به نظر خودم

دست منو مهسا دست سمت چپ منم

http://uupload.ir/files/dkqo_img_20170612_211948.jpg

اینجاام منو مبینا و مهسا

سمت راست دوتا دست بالا منم اون یک دست پایین مهسا و دوتا دست سمت چپ مبینا


میدونم مدل عکسا قدیمی بود اما بعضیاش چون خودمونم توش بودیم بعدا واسه دوستان با نبود صورت

در پست رمز دار میزارم:)


پایان...


نظرات() 

تاریخ:دوشنبه 22 خرداد 1396-07:59 ب.ظ

نویسنده :❤✿❤ زهــرا ❤✿❤

خدا با ماست♡



چادری یعنی♡~♡

تمام حرف هایم را فقط به خدا میگویم♥

او بهتر درکم میکند^-^

او میگیرد انتقامم را از کسانی که...

 چادرم را مسخره کردند=_=

پس به گوش باشید...¤-¤

خدا همین نزدیکی هاست♥-♥




نظرات() 

تاریخ:پنجشنبه 18 خرداد 1396-11:06 ب.ظ

نویسنده :❤✿❤ زهــرا ❤✿❤

درد و دل

راستش میدونین که اون تروریست ها با پوشش چادر بودن...


خب...لازم به تبریک هست به همه مانتوییایی که منتظرن بگن چادریا فلان و بهمان ... زیر چادر هرکار بخوان میکنن و... 

امروز به اندازه کافی شنیدم از این حرفا...

اومدم بگم چه قدر سطحی نگرن نه؟ وقتی دشمن سعی میکنه چادریا رو بد جلوه بده به نظرتون قضیه خلاف این نیس؟

ما چادریا که عادت داریم از این چیزا بشنویم ... عادت داریم وقتی میریم تو فروشگاه یه آقایی ثانیه به ثانیه کنارت باشه و زیر نظرش باشی

چون قبلا یه نفر چهره چادریارو با دزدی خراب کرده

عادت داریم وقتی وارد مغازه میشی فروشنده بحثشو قطع کنه بگه ببخشین مهمون خارجی دارم !!!

هه ما عادت داریم اما... جواب دل مارو خدا اون دنیا از تک تک تون میگیره:))

فعلا خوش باشین تا بعد...


نظرات() 

تاریخ:پنجشنبه 18 خرداد 1396-10:37 ب.ظ

نویسنده :❤✿❤ زهــرا ❤✿❤

یه سری حرف مهم :)

l

سلام تصویر بالا مال سخنرانی رهبر با دانشجویان هست

همونجا که رهبر عزیزمون خوب جواب دشمن رو دادند و جز ترقه بازی

نخواندند اون عمل تروریست های بزدل رو 

درست همونطور که یزید منتظر بود 

ضعف حضرت زینب (س) رو بببنه و حضرت فرمودند

من جز زیبایی چیزی ندیدم...

راستی فرمانده ( رهبر) فرمانه

#آتش-به-اختیار 

دادند به سرباز هایشان ( جوانان و نوجوانان مومن و انقلابی)

پس وظیفمون زیاد شد وکارمون بیش تر 

خب از این بحث بیایم بیرون

جواب هکر های این مرز و بوم به تروریست های آلت دست عربستان و آمریکا و...


آسیب رساندن هکر های ایرانی به چندبن سایت 

مهم و دولتی عربستان

**لبک یا خامنه ای**

یه عکسیم دلم نمیاد نزارم ;)



نظرات() 

تاریخ:پنجشنبه 18 خرداد 1396-01:14 ق.ظ

نویسنده :❤✿❤ زهــرا ❤✿❤

فعلا اینو داشته باشین تا بعدا پاسخ کامل بدم:)



نظرات() 

تاریخ:جمعه 12 خرداد 1396-01:20 ب.ظ

نویسنده :❤✿❤ زهــرا ❤✿❤

:(




نظرات() 

تاریخ:پنجشنبه 11 خرداد 1396-05:43 ب.ظ

نویسنده :❤✿❤ زهــرا ❤✿❤

بدون شرح



نظرات() 



  • تعداد صفحات :6
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
<--- Online Support by www.1abzar.com --->

پشتیبانی